تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
كه به حكم بخت نصر مقتول شده بودند سباع درنده و طيور شكارى ميخوردند ، ساعتى فكر كرد كه هر گاه اجساد اين جماعت غذاى اين سباع و طيور شكارى شده باشد چه نوع حق تعالى بار ديگر ايشان را زنده ميسازد ؟ پس حق تعالى تا آنكه احياء موتى را به او بنمايد او را بميرانيد ، و بعد از آن او را زنده گرداند و اول چشم او را نور بصر داد تا او عجائب احياء را دربارهء خود و دربارهء حمار خود مشاهده كند ، و بعد از آنكه ارميا زنده شده راست ايستاد گفت : «
أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
» . و نيز به جهت اظهار قدرت كاملهء خود بر بعثت و احياء موتى ميفرمايد كه :

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 260 ]

وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 260 )
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
و ياد كن آن را كه گفت ابراهيم :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
اى پروردگار من بنماى مرا كه چگونه زنده مىنمايى مردگان را . در كتاب عيون اخبار الرضا عليه السّلام از آن حضرت روايت كرده كه حق تعالى وحى بر ابراهيم عليه السّلام نازل گردانيد كه يكى از بندگان خود را خليل خود اخذ ميكنم كه اگر او سؤال احياء موتى كند چنان كنم ، پس در خاطر خطير ابراهيم در آمد كه شايد آن خليل من باشم بنا برين از حق تعالى سؤال احياء موتى كرد
قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ
گفت خداى تعالى : آيا تو ايمان ندارى بر اينكه من قادرم بر احياء موتى ؟
قالَ بَلى
گفت ابراهيم : آرى من ايمان دارم
وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
و ليكن اين سؤال ميكنم كه اگر تو احياء موتى نمايى اطمينان قلب در خلت خود بهمرسانم .
قالَ
گفت خداى تعالى به جهت اطمينان قلب او بر خليل بودن :
فَخُذْ أَرْبَعَةً