اين جمله معطوف بسابق نشده .
و در عظمت هر كدام از عرش و كرسى احاديث مختلف به نظر رسيده و زرارة بن اعين گويد كه : حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : كرسى فرا گرفته سماوات و ارض و عرش را ، و هر چيزى كه خداى تعالى خلق كرده ظرف آن كرسى است ، و كرسى محيط بر آنهاست . و
فى رواية : « العرش فى وجه هو جملة الخلق و الكرسى وعاؤه »
و ابن بابويه در اعتقادات خود كرسى را اعظم از عرش دانسته و شيخ امين الدين طبرسى در مجمع البيان از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« الكرسى سرير دون العرش »
در روضهء كافى در حديث زينب عطاره وارد شده كه كرسى نظر بعرش مانند حلقهايست در صحرايى وسيع ، چنانچه سماوات و ارض نظر بكرسى مانند حلقهاند در بيابان وسيع . اللَّه و رسوله و أوصياؤه اعلم بحقائق الامور .
وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما
و گران نيست بر خداى تعالى نگاهبانى آسمانها و زمين است ، و در مشقت نمىافتد جهت حفظ ايشان ، چنانچه اجسام را گرانى و مشقتى در حفظ بعضى از اشياء مىباشد ، پس حق تعالى منزه خواهد بود از صفات جسمانيات . و بعضى ضمير « و لا يؤوده » را راجع بكرسى داشتهاند به اين معنى كه گران نيست بر كرسى حفظ و حراست آسمانها و زمين
وَ هُوَ الْعَلِيُّ
و اوست بلند مرتبه كه رتبهاى فوق رتبهء او نيست و بعضى گفتهاند كه : يعنى خداى تعالى متعال است از انداد و اشتباه
الْعَظِيمُ
متعالى است از احاطهء عقول و ابصار .
هر چه پيش تو غير آن ره نيست * غايت فهم تست ، اللَّه نيست
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
هيچ گونه اكراهى و اجبارى نيست در قبول كردن دين اسلام و داخل شدن در آن
قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
بتحقيق ظاهر شده و تميز يافته بسبب دلايل واضحه راه راست كه ايمانست از گمراهى كه آن كفر است
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ
پس هر كه به اختيار خود بگرود بطاغوت كه مراد از آن شيطانست ،