تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
قبل ازين سلطنت و نبوت در يك جا جمع نميشد
وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
و تعليم كرد او را آنچه را كه خواست . على بن ابراهيم از حضرت امام ثامن ضامن صلوات اللَّه و سلامه عليه روايت كرده كه حق تعالى با شموئيل پيغمبر وحى فرستاد كه داود بن آسى كه يكى از أولاد لاوى بن يعقوبست و درع موسى بقامت او راست ميآيد قاتل جالوت خواهد بود و اشموئيل بعد از نزول تابوت كس بطلب آسى فرستاد كه فرزند خود داود را كه بحر است اغنام مشغول داشت طلب نمود ، و در راه سه سنگ از فيروزج با داود بنطق در آمده گفتند كه : ما را با خود نگاهدار كه به كار تو خواهيم آمد ، پس داود آن سنگهاى فيروزج را با خود برداشت ، و چون به خدمت طالوت آمد و درع موسى بقامت او موافق افتاد متوجه حرب جالوتيان شدند ، و داود در مقابل جالوت كه بر فيل سوار بود و تاجى بر سر داشت و بر پيشانى او ياقوتى درخشنده نصب بود ايستاد و از آن سه سنگ فيروزج سنگى بميمنهء جالوت و سنگى بمسيرهء او انداخت و جنود يمين و يسار او بهزيمت رفتند ، و سنگ سوم را آن چنان بر پيشانى جالوت زد كه آن ياقوت تا بمغز سر او جا كرد و از تخت فيل بتختهء تابوت رسيده ، فاجتمعت بنو اسرائيل على داود و أنزل اللَّه عليه الزبور و علّمه صنعة الحديد و ليّنه له ، و چون حق تعالى داود را بمرتبهء بلند نبوت فايز گردانيد كتاب زبور را براى او نازل گردانيد و تعليم داد او را كه از حديد درع بسازد و حديد را در دست او مانند موم گردانيد و شناسا گردانيد او را به زبان دواب و طيور .
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
و اگر نميبود دفع كردن خداى تعالى مردم را برخى از ايشان را بوسيلهء برخى ديگر « بعضهم ببعض » بدل بعض از ناس است
لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
هر آينه فاسد شدى زمين ، زيرا كه اگر مسلمانان را مسلط بر كفار نميگردانيد و بوسيلهء مسلمانان كافران را مستأصل نميساخت هر آينه كفار غالب