چيزى يعنى در آن دينى كه اختلاف كردند در آن
وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ
و اختلاف نكردند در دين
إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ
مگر آنان كه داده شده بودند كتاب يعنى كتابى را كه حق تعالى به جهت از إله اختلاف در دين ، و حق نازل كرده ايشان آن را سبب اختلاف كردند
مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ
از پس آنكه آمد بديشان دلايل ظاهره و براهين باهره
بَغْياً بَيْنَهُمْ
از جهت سركشى و حسدى كه شايع بود ميان ايشان .
فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
پس هدايت كرد خداى تعالى آنان را كه ايمان آوردند
لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ
« من الحق » بيان «
فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ
» است يعنى راه نمود خداى تعالى مؤمنين را بدان حقى كه اهل خلاف در آن اختلاف كردند ، و حاصل كلام اينست كه حق تعالى أهل ايمان را راه به حق نمود
بِإِذْنِهِ
باراده و لطف خود
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
و خداى تعالى راه مينمايد هر كس را كه خواهد و مصلحت داند بسوى راه راست .
بعد از ذكر اختلاف امم سابقه حكم مىكند مؤمنين را بصبر و شكيبايى در حين انكار منكرين و ميفرمايد كه :
أَمْ حَسِبْتُمْ
آيا گمان كرديد شما أى مؤمنين
أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ
اينكه داخل بهشت ميشويد
وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ
كلمهء « لما » مركب از « لم » نافيه و « ما » زائده است ، أى « و لم يأتكم » يعنى و حال آنكه نيامده باشد شما را و عارض نشده باشد شما را حالتى
مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ
مانند حالت كسانى كه بودند پيش از شما در نهايت شدت و سختى و بر آن حالت صبر كردند . و همزهء « أم حسبتم » براى انكار است يعنى گمان مكنيد و مپنداريد أى أهل ايمان اينكه شما داخل بهشت شويد تا آنكه مانند امم سابقه مبتلا ببلاها نگرديد و صبر و ثبات را شيوهء خود نسازيد ، و حق تعالى خبر از شدت حال امم سابقه ميدهد و ميفرمايد كه :
مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ
رسيد به آنها شدت فقر و فاقه و بيمارى
وَ زُلْزِلُوا
و مضطرب گشتند از رسيدن شدايد . جملهء «
مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ
» جملهء مستأنفه است در