كردهاند بر شما ، و اين تأكيد ما سبق است اگر چه جزاء ظلم و اعتداء اعتداء نيست اما از جهت رعايت مشاكله آن را اعتدى گفت ، از قبيل اطلاق عدوان بر جزاء ظالمان چنانچه سبق ذكر يافت
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و بترسيد خداى تعالى را و پرهيز كنيد از عذاب او در تعدى و ظلم
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
و بدانيد كه بتحقيق خداى تعالى با پرهيز كارانست ، در محافظت نمودن ايشان ، و نصرت دادن مر ايشان را بر ظالمان .
و بعد از حكم بجهاد أمر بانفاق مىكند خواه در جهاد و خواه در غير آن و مى فرمايد كه :
وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و بذل كنيد مال خود را در راه خداى تعالى كه از جملهء آن جهاد است و امساك مكنيد در صرف مال خود در راه خداى تعالى
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ
كلمهء با در « بايديكم » زايد است و مراد از « ايدى » انفس است . اى و لا تلقوا انفسكم
إِلَى التَّهْلُكَةِ
يعنى و ميفكنيد نفسهاى خود را بسوى هلاكت بسبب اسراف و تضييع وجه معاش . و در حديث وارد شده كه معصيت سلطان نيز داخل درين آيتست
و فى امالى الصدوق رحمه اللَّه باسناده الى النبى صلى اللَّه عليه و آله قال . « طاعة السلطان واجبة و من ترك طاعة السلطان فقد ترك طاعة اللَّه و دخل فى نهيه ان اللَّه عز و جل يقول : و لا
تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
»
در عيون اخبار الرضا روايت كرده كه وقتى كه مأمون حضرت امام رضا عليه السّلام را بقول ولايت عهد خود تهديد نمود حضرت در مقام قبول ولايت عهد او در آمده فرمودند كه :
« قد نهانى اللَّه عز و جل ان القى بيدى الى التهلكة »
از اينجا معلوم شد كه ترك اطاعت سلطان مطلقا خواه عادل و خواه جائر جايز نيست ، و حق آنست كه هر چه مؤدى به هلاكت نفس باشد داخل درين آيهء كريمه است .
وَ أَحْسِنُوا
و نيكويى كنيد و اقتصاد و اعتدال مرعى داريد در نفقه و در غير آن
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
اى المقتصدين چنانچه در حديث وارد شده ، يعنى بدرستى كه خداى تعالى دوست دارد اعتدال مرعى دارندگان را .