وقتى است كه مراد از حصر حصر از جهت مرض باشد كه درين صورت هدى را بايد كه با رفقا فرستاد و قرار داد كه در فلان روز ذبح نمايد ، پس در آن روز محل شود از همهء چيزها مگر از زنان تا آنكه خود حج كند در سال ديگر اگر حج او واجب باشد يا به نيابت او طواف نسا كنند اگر حج سنت باشد ، و اگر حصر از جهت خوف از عدو باشد مكان ذبح گفتهاند كه مكان حصر است نزد اصحاب ما و شافعى ، و چون در همان موضع ذبح كند حلال شود بر او همه چيز .
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً
پس هر كه باشد از شما مريض كه محتاج بتراشيدن سر شود
أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ
يا باشد او را زحمتى از جهت سر او ، مثلا جراحتى در سر باشد و يا شپش در سر او افتاده باشد كه تراشيدن سر او ضرور شود قبل از وقت معهود
فَفِدْيَةٌ
اى فعليه فدية اذا حلق ، يعنى پس واجبست بر او فدا دادن وقتى كه سر بتراشد تا اين فدا جبر نقصان آن كند
مِنْ صِيامٍ
از روزه داشتن
أَوْ صَدَقَةٍ
يا تصدق كردن
أَوْ نُسُكٍ
يا ذبح كردن ، و در روايت اهل بيت عليه السلام وارد شده كه مراد از « صيام » روزه داشتن سه روز است و از « صدقه » اطعام شش مسكين ، هر مسكينى را نصف صاع يا دو مدّ ، و مراد از « نسك » ذبح يك گوسفند است كه گوشت آن را به فقرا بدهند .
فى الكافى عن الصادق عليه السّلام « الصوم ثلاثة ايام و الصدقة على ستة مساكين نصف صاع لكل مسكين ، و النسك شاة »
و
فى حديث آخر عنه عليه السّلام « امر رسول اللَّه الصدقة على ستة مساكين لكل مسكين مدّين »
و عامه از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت كردهاند كه مراد از « صدقه » سه صاعست كه آن را بر شش مسكين قسمت كنند .
فَإِذا أَمِنْتُمْ
پس هر گاه در أمن باشيد
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ
پس هر كه متمتع شود و منتفع گردد از محظورات احرام بعد از تحليل از عمره
إِلَى الْحَجِّ
اى الى أن يحرم بالحج يعنى تا آنكه احرام بندد به حج ، و حاصل معنى اينست كه هر كه بعد از تحليل