تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ميشده و قبيله‌اى كه غالب ميشدند قسم ياد ميكردند كه نكشد از آن ديگر آزاد را بجاى بنده و مرد را بعوض زن و دو مرد را بجاى يك مرد ، و چون اسلام ظاهر شد اين نازل گرديد و حكم جزم آمد كه در قصاص بايد كه مساوات مرعى دارند .
الْحُرُّ بِالْحُرِّ
عطف بيان « قصاص » است بتقدير مضاف اى « قتل الحر بالحر » يعنى مراد از قصاص كشتن مرد آزاد است بسبب كشتن مرد آزاد
وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ
و كشتن بنده است بسبب كشتن بنده
وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى
و كشتن زن است بسبب كشتن زن ، تخصيص زن حر بحر و عبد بعبد و انثى بانثى بواسطهء سبب نزول است نه به جهت تخصيص حكم ، زيرا كه جايز است باتفاق ، قتل عبد بسبب قتل حر ، و قتل انثى بسبب قتل رجل بطريق اولى ، ليكن جايز نيست نزد اصحاب ما قتل حرّ بسبب قتل عبد ، و جايز است قتل رجل بسبب قتل انثى با ردّ فاضل ديت ، به اين قسم كه اولياء زن قاتل او را بكشند و نصف ديت را بدهند ، فى تفسير العياشى عن الصادق عليه السّلام قال : « لا يقتل حرّ بعبد ، و لكن يضرب ضربا شديدا و يغرم دية العبد ، و ان قتل رجل امرأة فاراد اولياء المقتول ان يقتلوا أدّوا نصف ديته الى اهل الرجل » و گفته‌اند كه : اين آيهء ناسخ آيه «
النَّفْسَ بِالنَّفْسِ
» است و نميتوانند كه آيهء «
النَّفْسَ بِالنَّفْسِ
» ناسخ آيهء ما نحن فيه باشد زيرا كه آيهء «
النَّفْسَ بِالنَّفْسِ
» حكايت ما فى التوراة است ، و ما فى التوراة نسخ احكام قرآن نميتواند كه بكند ، و ميتواند كه هيچ يك ناسخ ديگرى نباشد چنانچه در سورهء مائده مذكور خواهد شد .
فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ
پس هر جايى كه عفو كرده شود مر او را از جانب برادر دينى او كه ولىّ مقتولست چيزى از جنس عفو ، بنا برين مراد از شىء : شىء من جنس العفو من الجناية است ، از قبيل اسناد فعل بمصدر ، و مراد « شىء من جنس الجناية » نيست كه اگر مراد اينمعنى ميبود بايستى كه « عن شىء » گفته شود ، زيرا كه هر گاه عفو در يك كلام هم متعدى بجانى و هم متعدى بجنايت شود بايد كه بجانى متعدى بلام و بجنايت متعدى بكلمهء « عن » شود ، چنانچه ميگويند « عفوت له عن جنايته »