يعنى و ليكن نيكويى كه سزاوار است كه اهتمام بشأن آن داشته باشند ، و توجه به قبله و صلاة موقوف بر آنست نيكويى كسى است كه ايمان بخداى تعالى آورده . بعضى گفتهاند كه : « و لكن البر » بتقدير « و لكنّ ذا البر » است يعنى و ليكن صاحب نيكويى آن كس است كه ايمان آورده بخداى تعالى ، و بعضى گفتهاند : كه « بر » بمعنى « بارّ » است زيرا كه مصدر بمعنى اسم فاعل ميآيد مثل « عدل » كه بمعنى « عادل » مىآيد يعنى كار نيك كننده آن كس است كه ايمان بخداى تعالى آورد ، مؤيد اين توجيه است قرائت « و لكن البارّ من آمن باللّه » اما توجيه اول اوفق بسياق آيه و بسبب نزول است
وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
يعنى و ليكن نيكويى نيكويى آن كس است كه ايمان آورد بروز قيامت
وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ
و بفرشتگان و بكتاب آسمانى و به پيغمبران . و چون الف و لام « الكتاب » براى استغراق است ، مراد مطلق كتاب آسمانى خواهد بود از توراة و انجيل و صحف و فرقان ، و ميتواند بود كه الف و لام براى عهد خارجى باشد و اشارت باشد به قرآن و گفتهاند كه اختيار صيغهء جمع در ملائكه و در نبيين و صيغهء مفرد در كتاب اشارت بقلّت كتابست نظر بملائكه و انبياء .
وَ آتَى الْمالَ
و نيكويى سزاوار نيكويى آن كس است كه بدهد مال خود را
عَلى حُبِّهِ
أى مع حبه ، يعنى با وجود خواهش و دوستى آن مال ، يا بدهد مال را بر حبّ خداى تعالى يعنى خالصا لوجه اللَّه
ذَوِي الْقُرْبى
به صاحبان قرابت خود كه محتاج باشند از روى تصدق و به صاحبان قرابت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از روى هديه نه از روى صدقه
وَ الْيَتامى
و به يتيمان محتاج خود از روى تصدق و به يتيمان سادات از روى هديه ، چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست
وَ الْمَساكِينَ
و بدرويشان و
فى الحديث « أى و مساكين الناس »
وَ ابْنَ السَّبِيلِ
و به مسافرى كه نفقهء او مفقود شده باشد چنانچه در حديث آمده كه
« ابن السبيل المجتاز الذى لا نفقة معه »
وَ السَّائِلِينَ
و بدرويشانى كه فقر ايشان را مضطر ساخته باشد بسؤال
وَ فِي الرِّقابِ
أى و فى فك الرقاب و تخليصها ، يعنى و به جهت خلاص