را بر شما دليلى مگر آنان را كه در احتجاج ستم ميكنند از أهل كتاب ، و بمحض عناد حرفى ميزنند و ميگويند كه : توجه پيغمبر بسوى كعبه به جهت ميل بدين آباء خود است پس بازاى گفتگوى ايشان جز سكوت ثمرهاى ندارد . و بروايت على بن ابراهيم كلمهء « الا » بمعنى « لا » است چنانچه گفته كه : « و الا فى موضع لا و ليست هى استثناء » بنا برين معنى چنين مىشود كه تا نباشد مردمان را بر شما برهانى و دليلى ، و نه آنان را كه ستمكارانند از ايشان و بطريق تعصب و عناد حرفى ميزنند . و بعضى از قراء « الا » را كلمهء استثناء نگرفتهأند و گفتهاند كه : « ألا » بتخفيف حرف تنبيه است و اين جمله مستأنفه است ، يعنى آگاه باشند آنان كه ستم كردند از أهل كتاب .
فَلا تَخْشَوْهُمْ
پس مترسيد ايشان را و از جدال ايشان دغدغه بخاطر راه ميدهيد
وَ اخْشَوْنِي
أى و اخشونى لا حفظكم عن شرّهم ، يعنى و بترسيد از من تا آنكه من محافظت نمايم شما را از شر ايشان .
وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ
و تا تمام كنم نعمت خود را بر شما بنا برين « و لاتم » معطوفست بر علت مقدر كه آن « لا حفظكم » باشد ، و بعضى گفتهاند كه : «
وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ
» معطوف بر «
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ
» است و
فى الحديث « تمام النعمة دخول الجنة »
و در حديث ديگر آمده كه : تمام نعمت موت بر اسلام است .
وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و تا آنكه شما راه يابيد به حق مخفى نماند كه سبب تكرار أمر بتوليه سه مرتبه به جهت آنست كه چون علت تحويل قبله چنانچه در ضمن آيات مذكور شد سه چيز است : يكى تعظيم پيغمبر ، دوم جارى شدن عادت الهى بر آنكه تعيين كند براى هر صاحب شريعتى قبلهاى ، سوم دفع حجت و اعتراض منكران ، لهذا توليهء اولى را مقارن تعظيم پيغمبر ذكر كرد كه «
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
» تا آخر آيه ، و ثانى را مقارن عادت الهى ايراد نمود كه «
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها
» تا «
وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
» و ثالث را قرين دفع حجت منكران ساخته فرمود كه : «
وَ مِنْ حَيْثُ