شُهَداءَ
آيا شما حاضر بوديد
إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ
وقتى كه آمد يعقوب را مرگ ؟
استفهام در اين آيت انكاريست به اين معنى كه شما حاضر نبوديد در وقت فوت يعقوب كه اگر حاضر ميبوديد دعوى اينچنين وصيتى نميكرديد و پدران شما كه حاضر بودند و علم شما منتهى باخبار آنهاست ميشنيدند كه يعقوب پسران خود را بدين ابراهيم دعوت ميكرد ، چنانچه حق سبحانه و تعالى اشارت بر اينمعنى كرده ميفرمايد كه :
إِذْ قالَ لِبَنِيهِ
يعنى حضور موت مر يعقوب را وقتى بود كه گفت مر پسران خود را
ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي
چه چيز را عبادت خواهيد كرد بعد از من ؟ كلمهء « اذ » در «
إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ
» ظرف «
كُنْتُمْ شُهَداءَ
» و متعلق بر آنست ، و در «
إِذْ قالَ لِبَنِيهِ
» ظرف «
حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ
» و متعلق بر آنست چنانچه قفال كه يكى از رؤساى علم ادبست تصريح كرده ، و بعضى گفتهاند كه : «
إِذْ قالَ لِبَنِيهِ
» بدل است از «
إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ
» .
قالُوا
گفتند پسران يعقوب در جواب پدر خود :
نَعْبُدُ إِلهَكَ
عبادت خواهيم كرد معبود تو را
وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
و معبود پدران تو را كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاقند . و اسماعيل را كه عم يعقوبست پدر خواند زيرا كه عرب اطلاق پدر بر عم ميكنند ، چنانچه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله فرمودند كه :
« ردوا علىّ أبى »
يعنى برگردانيد براى من پدر مرا يعنى عباس را و عباس عم آن حضرت بوده ، و ميتواند كه اين اطلاق بطريق تغليب باشد
إِلهاً واحِداً
بدل «
إِلهَ آبائِكَ
» است يعنى إله آباء تو معبود يگانهايست ، و ميتواند كه منصوب بمدح باشد به اين تقدير كه « اعنى الها واحدا » يعنى مخواهم من از آله آباء تو إله واحد را ، و چون ذكر « إله » مكرر مذكور شد به جهت رفع توهم تعدد « الها واحدا » را بدل آورده و يا منصوب بمدح گرداند
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
حالكونى كه ما مر اين معبود يگانه را فرمان برندگانيم .
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ
اين ابراهيم و اولاد او جماعتى بودند كه بتحقيق در گذشتند