كردهاند ، كه يعنى حالكونى كه ميگفتند : اى پروردگار ما قبول كن اين كار را از ما
إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
بدرستى كه تويى شنوا مر دعاى ما را ، و تويى دانا بخلوص نيت ما .
رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ
أى پروردگار ما و بگردان ما هر دو را ثابت قدم بر انقياد أحكام تو
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا
أى و اجعل بعض ذريتنا ، يعنى و بگردان بعضى از فرزندان ما را
أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ
گروهى كه منقاد و فرمانبردارند مر تو را . تخصيص « ذريت » بدعا بواسطه آنست كه ايشان أحق بشفقت و أولى بتوجه خاطر بودند ، و أما تخصيص ببعض ذريت به جهت آنست كه از «
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
» دانسته بود كه در ميان فرزندان او ظلمه ميباشند ، و ديگر آنكه دانسته بود كه اتفاق تام در اخلاص و انقياد و توجه كلى بجناب ربوبيت در بنى آدم مفقود است ، بنا برين گفتهأند كه : « لولا الحمقى لخربت الدنيا » از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه مراد از بعض ذريت ، بنى هاشمند . و أيضا مرويست كه
« هم أهل البيت الذين أذهب اللَّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا » .
وَ أَرِنا
و بنما ما را و شناسا گردان ما را
مَناسِكَنا
مواضع اعمال حج ما را يا اعمال حج ما را
وَ تُبْ عَلَيْنا
أى و تب على ذريتنا ، يعنى و قبول توبه كن براى فرزندان گناهكار ما . و در تفسير جلالين مذكور است كه « سألاه التوبة مع عصمتهما تعليما لذريّتهما » و ميتواند كه مراد قبول توبه از خلاف أولى باشد ، بنا بر جواز ارتكاب خلاف أولى از انبياء
إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
بدرستى كه تويى بسيار قبول كنندهء توبه مهربان بر تائبان .
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ
أى پروردگار ما ! و بر انگيز در ميان ذريت من
رَسُولًا مِنْهُمْ
پيغمبرى از ميان ايشان ، و مراد از اين رسول پيغمبر ماست صلوات اللَّه عليه و آله زيرا كه آن حضرت فرموده :
« أنا دعوة أبى ابراهيم »
يعنى منم اثر دعوت پدر خودم ابراهيم ، و غير از آن حضرت پيغمبرى از ذريت ابراهيم و اسماعيل مبعوث نشده چه انبياء بنى اسرائيل همه از نسل يعقوب بودند
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ
اى ليتلو عليهم آياتك ،