وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
و ياد كن آنچه حادث شد در زمانى كه گفت ابراهيم :
رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً
پروردگار من بگردان اين مكان را شهرى ايمن از قحط و غلا
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ
و روزى ده اهل اين بلد را از انواع ميوهها
مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
بدل بعض است از « أهله » و تخصيص دعا بمؤمنين جهت محبت او بمؤمن و بغض او بكافر است ، يعنى و روزى ده اهل آن شهر را ، يعنى كسى را از اهل شهر مكه كه ايمان آورده باشند بخداى تعالى و بروز قيامت مرويست كه چون ابراهيم اين دعا كرد امر كرد خداى تعالى قطعهاى از زمين اردنّ را كه با باغستان و اشجار پر ميوه به زمين كعبه انتقال كند . آن قطعه با درختان ميوهدار به طرف كعبه آمده بعد از طوف مأمور شد كه در زمينى كه اين زمان طائفش ميگويند قرار گيرد و وجه تسميهء آن بطائف بواسطهء طوفى است كه خانهء كعبه را كرد ، و ميتواند كه مراد از « ثمرات » ميوهء دلها باشد كه آن دوست گردانيدن مردم است باهل اين شهر ، چنانچه در سورهء ابراهيم « 1 » خواهد آمد آمد كه «
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ
» و
فى تفسير على بن ابراهيم عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام «
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ
، قال . من ثمرات القلوب ، أى حبّبهم الى الناس ليأتوا اليهم و يعودوا اليهم » .
قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا
جملهء «
وَ مَنْ كَفَرَ
» معطوفست بر جملهء مقدرهء محذوفه بقرينهء دعاء ابراهيم ، أى قال : من آمن فأرزقه كثيرا و من كفر فامتّعه قليلا و « قليلا » صفت مفعول محذوفست ، اى فامتعه تمتيعا قليلا ، و چون « من كفر » مبتدايى است كه متضمن معنى شرطست بنا برين در « فامتعه » كه خبر آنست « فا » داخل شده
هامش
( 1 ) - آيهء 37 از آن سوره .