تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
بعد از مرتبهء نبوت براى مردمان پيشوا . جملهء «
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ
» جملهء مستأنفه است گويا سائلى سؤال كرده كه بعد از اتمام كلمات حق تعالى بابراهيم چه گفت ؟ در جواب فرمود : «
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
» مراد از امام انسانيست كه رياست عامهء خلايق در دنيا و در دين به او تعلق داشته باشد به اين معنى كه هر مشكلى كه از او پرسند جواب گويد . و هر نبى كه بمرتبهء امامت فايز گردد او از اولو العزم نيز خواهد بود فى اصول الكافى قال ابو عبد اللَّه عليه السّلام : « و قد كان ابراهيم عليه السّلام نبيا و ليس به امام حتى قال اللَّه :
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
.
قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
بعضى گفته‌اند : كه « و من ذريتى » معطوف بر امر مقدر است ، أى قال ابراهيم : « تجعلنى اماما و اجعل بعض ذريتى أيضا اماما » يعنى گفت ابراهيم كه : گردانيدى مرا امام و مقتداى خلايق و بگردان بعضى از فرزندان مرا نيز امام خلايق و صاحب كشاف گفته كه : « و من ذريتى » معطوف بر كاف « جاعلك » است . و مولانا احمد اردبيلى رضى اللَّه عنه در تفسير آيات احكام اين عطف را پسند نكرده و فرموده كه وجه صحت اين عطف بر من ظاهر نيست از اينجهت كه هر گاه « و من ذريتى » معطوف بر كاف « جاعلك » باشد پس « و من ذريتى » مفعول اول جعل و از تتمهء كلام الهى خواهد بود و از اينجا لازم مىآيد كه حق تعالى خبر داده باشد كه ذريت ابراهيم را نيز مانند ابراهيم امام خلايق گرداننده‌ام و حال آنكه « و من ذريتى » كلام ابراهيم است ، و تتمهء كلام الهى نيست چنانچه اضافهء « ذريت » بياء متكلم صريح بر اينست . مخفى نماند كه مقصود صاحب كشاف از تجويز عطف « من ذريتى » بر كاف « جاعلك » اشارت بر اينست كه حق تعالى تعليم و تلقين ابراهيم عليه السّلام مىكند كه او سؤال كند كه حق تعالى ذريت او را نيز مانند او مفعول « جعل » گرداند تا ايشان نيز بمرتبهء امامت فايز گردند ، و اين عطف را در اصطلاح نحاة عطف تلقينى گويند ، و فى الحقيقة به اين معنى برميگردد كه « و اجعل من ذريتى اماما » .
قالَ
گفت خداى تعالى در جواب ابراهيم :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
نرسد عهد من