أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ
كلمهء « ام » معادل همزهء «
أَ لَمْ تَعْلَمْ
» است أى « أ لم تعلموا ان اللَّه مالك الامور ام تعلمون و تريدون ان تسألوا رسولكم ؟ » يعنى آيا نميدانيد شما اينكه خداى تعالى مالك جميع امور است ، يا ميدانيد و ميخواهيد سؤال كنيد بطريق اقتراح بدون ملاحظهء صلاح و فساد آن پيغمبر خود را ؟ مخفى نماند كه « أم » معادله « ام » متصله است ، و بعضى تجويز نكردهاند كه بعد از « ام » متصله جمله واقع شود ، چنانچه درين جا واقع شده ، بنا برين كلمهء « ام » را درين آيت « ام » منفصله بمعنى « بل » گرفتهاند ، يعنى شما ميدانيد كه خداى تعالى مالك سماوات و ارض است لهذا از آن سؤال نميكنيد ، بلكه اراده داريد كه از روى تعصب سؤال كنيد از پيغمبر خود
كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ
چنانچه سؤال كرده شده بود موسى پيش ازين به «
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
و همه بصاعقه سوختند
وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ
و هر كه اختيار كند كفر را بر ايمان و اعتماد بآيات بينات نكند و از روى عناد سؤال بطريق اقتراح نمايد
فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ
پس بتحقيق گم كرده ميانراه را كه آن سالك را بمطلب مىرساند .
گويند كه جمعى از يهود با عمار بن ياسر و حذيفة بن اليمان در روز احد ميگفتند كه اگر دين پيغمبر شما بر حق ميبود اينچنين شكستى بر او واقع نميشد پس از آن دين برگرديد ، حق تعالى از آن خبر ميدهد كه
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمانِكُمْ
اى « أن يردّوكم » كه كلمهء « لو » بمعنى « ان » باشد يعنى : آرزو ميكنند بسيارى از اهل كتاب كه يهودند اينكه برگردانند شما را بايراد شبهات باطله پس از ايمان شما ، يعنى آرزو دارند كه شما را از ايمان برگردانند
كُفَّاراً
حالكونى كه شما مرتد باشيد و از دين خود برگرديده باشيد
حَسَداً
از جهت حسد كه علت و سبب آرزوى ايشان شده
مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ
و اين آرزو از نزد نفسهاى ايشان است يعنى بمقتضاى طبع و هواى نفس است نه از جهت تديّن و ديندارى ، اينمعنى بر تقديريست كه « من عند » متعلق به « ودّ » باشد ، و اگر متعلق به « حسدا » باشد معنى چنين مىشود كه از جهت حسدى بالغ به حد كمال كه از اصل نفوس ايشان برخاسته
مِنْ