كند كه آخر به عذاب الهى گرفتار خواهد شد ، بنا برين ترجمه ضمير « هو » راجع است باحدهم ، و أن يعمر كلمهء « أن » مصدريست و مدخول خود را بمصدريت فروز آورد كه «
أَنْ يُعَمَّرَ
» بتقدير « تعمير » باشد و آن فاعل « مزحزحه » است ، اى « و ما احدهم من يزحزحه تعميره من النار » و در تفسير صاحب العسكر عليه السّلام ضمير « هو » را در «
وَ ما هُوَ
» راجع به «
يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
» گرفته يعنى و نيست عمر هزار سال دور كنندهء يكى از ايشان از عذاب و ذكر « أن يعمر » در آخر به جهت بدليّت از ضمير است و تفسير مرجع ضمير است ، و وجه تكرار تعمير بواسطهء آنست كه اگر تكرار نميكرد توهّم آن ميشد كه ضمير « هو » راجع بتمنّى هزار سالست ، و معنى چنين ميشد كه تمنى عمر هزار سال رهاننده از عذاب نيست ، اما شايد اصل عمر دراز رهاننده باشد ، و بهر تقدير خواه بتفسير اصحاب رأى و خواه بتفسير امام عليه السّلام معنى آيت اينست كه عمر دراز دور كنندهء كسى از عذاب نيست
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ
و خداى تعالى بيناست بدانچه يهودان به عمل مىآورند و موافق آن جزا خواهد داد .
و مرويست كه يهود به حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله ميگفتند كه : اگر فرشتهاى كه بر تو نازل مىشود ميكائيل ميبود هر آينه ما ايمان به تو ميآورديم بواسطهء آنكه ميكائيل فرشتهء رحمت است و صديق ماست ، بخلاف جبرئيل كه او فرشتهء عذابست و او عدوّ ماست . بنا برين حق تعالى اين آيت را نازل گردانيد كه :
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 97 تا 98 ]
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 97 ) مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ ( 98 )
قُلْ
بگو اى محمد مرين جماعت را كه :
مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ
هر كس باشد دشمن مر جبرائيل را اين دشمنى بيوجه است زيرا كه او هر چه مىكند بامر خداى تعالى مىكند چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ
بدرستى كه جبرئيل فروز آورده قرآن را بر دل تو بامر خداى تعالى اگر چه قبل از اين قرآن مذكور نشده كه تا ضمير « نزّله » راجع به آن شود ليكن بزرگى شأن و فرط شهرت آن در ارجاع ضمير كافيست
مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ