تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ
پس برگشتند و مستحق شدند بواسطهء كفر و حسد غضبى را بر بالاى غضبى ، غضب اول گردانيدن ايشانست به صورت قرده بواسطهء تكذيب حضرت عيسى ، و غضب ديگر تسلط مسلمانان است بر ايشان ، و جزيه قرار دادن به جهت تكذيبى كه پيغمبر آخر الزمان را گردند
وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ
و مر كافران و منكران حق راست عذاب خوار كننده ، يعنى مراد از عذاب كفار اذلال و خوارى ايشان است ، بخلاف عذاب عصاة مؤمنين كه مراد از آن پاك كردن ايشان است از چرك ذنوب ، نه اذلال و اهانت اينها .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ
و هر گاه گويند مر يهود را كه :
آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ
ايمان بياريد به آنچه فرو فرستاد خداى تعالى براى پيغمبر خود
قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا
گويند : ايمان ميآوريم به آنچه نازل شده براى ما يعنى ايمان ميآريم بتورات
وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ
و انكار ميكنند بدانچيزى كه غير فرستاده شده براى ايشانست كه مراد از آن قرآن است
وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ
حال آنكه آن ما وراء ، حق است حالكونى كه تصديق كننده است مر آن چيزى را كه با ايشان است ، و از اينجا كفر ايشان بتورات نيز لازم ميآيد ، زيرا كه كفر بموافق چيزى كفر به آن چيز است . گفته‌اند كه : تعريف خبر كه « الحق » است افادهء حصر مىكند ، و حصر درين مقام با قيد حاليّت كه « مصدقا » است صحيح است و بدون آن صحيح نيست ، زيرا كه كتب سابقه نيز موصوف بحقّيتند ليكن حقيت با مصدقيت ما معهم مخصوص قرآن است .
قُلْ
بگو اى محمد در جواب يهود كه ميگويند ما ايمان بما أنزل اللَّه داريم :
فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ
پس چرا ميكشتيد پيغمبران خداى تعالى را پيش ازين يعنى ميكشتند پيغمبران را اسلاف شما ، و شما به آن فعل راضى و خورسنديد
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر باشيد ايمان آورند بتورات زيرا كه در توراة تحريم قتل انبياء و امر بايمان و تصديق محمّد و قرآن مسطور است ، پس معلوم شد كه شما ايمان بما انزل اللَّه نداريد .