تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ما در غلافهااند يعنى حجابها و پرده‌ها آنها را فرو گرفته ، از اينجهت ادراك فضل تو نميتوانيم كرد و حديث تو را نميفهميم ، چنانچه حق تعالى در آيهء ديگر فرموده : « 1 » «
وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ
» . پس حق تعالى رد قول ايشان كرده فرموده كه : نه چنانست كه ايشان ميگويند كه قلوب ما وعاء خير و علم است ، و نه چنانست كه ميگويند كه ما ادراك حق نميتوانيم كرد زيرا كه دلهاى ايشان بر فطرت اسلام آفريده شده
بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ
بلكه خداى تعالى دور كرده ايشان را بسبب كفر و عناد ايشان از خيرات و سلب لطف و توفيق خود از ايشان نموده . و اين آيت دليل است بر اينكه كفر ، فعل بنده است زيرا كه اگر كفر فعل خداى تعالى ميبود بفعل خداى تعالى مستحق لعن نميشدند
فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ
پس باندكى از ما أنزل اللَّه ايمان مىآرند و باكثرى اعراض ميكنند ، چنانچه در تفسير صاحب العسكر سلام اللَّه عليه فرموده : « انما هم يؤمنون ببعض ما انزل اللَّه و يكفرون ببعض ، فاذا كذّبوا محمّدا فى سائر ما يقول فقد صار ما كذّبوا به أكثروا ما صدقوا به أقلّ » يعنى : ايشان قبل از پيغمبر ما ايمان ببعض ما انزل اللَّه داشتند و انكار بعضى مينمودند ، و بعد از بعثت آن حضرت همهء احكام آن حضرت را تكذيب كردند ، پس تكذيب ايشان تعلق باكثر ما انزل اللَّه گرفته و تصديق به كمتر آن . و صاحب مجمع البيان گفته : كه « الذى يليق بمذهبنا ان يكون المراد به انه لا ايمان لهم اصلا » پس آن ايمان بقليل در حكم عدم خواهد بود .
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
و آن هنگام كه آمد بديشان كتابى از نزد خداى تعالى يعنى قرآن
مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ
تصديق كننده مر كتابى را كه با ايشان است ، جزاء « لمّا » محذوفست ، اى « و لما جاءهم كتاب من عند اللَّه مصدق لما معهم كفروا به » بقرينهء جزاء «
فَلَمَّا جاءَهُمْ
» كه بعد ازين مىآيد ، يعنى چون آمد بديشان قرآن كه تصديق كننده است مر توراة را كه كتاب ايشانست انكار كردند
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ
و حال آنكه بودند يهود
هامش
( 1 ) - سورهء حم سجده ، آيهء 5 .