كه ميتواند كه مراد از « روح القدس » روح حضرت عيسى باشد كه منزه است از مساس شيطان .
أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ
آيا پس هر گاه بيايد بشما فرستادهاى از نزد ما
بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ
به احكامى كه نخواهد آن را نفسهاى شما
اسْتَكْبَرْتُمْ
سركشى ميكنيد و قبول آن احكام نمينمائيد ، همزهء استفهام در « أ فكلما » متعلق « باستكبرتم » است و استكبرتم موضع استفهام است به اين تقدير كه « أ فاستكبرتم كلما جاءكم رسول بما لا تهوى انفسكم » و تقديم استفهام متعلق بما بعد به جهت توبيخ اين گروه و تعجب حال ايشانست ، اول مرتبه
فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ
پس گروهى از پيغمبران و رسولان را تكذيب كرديد چون موسى و عيسى
وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
و جمعى را كشتيد ، يعنى باعث قتل آنها شديد مانند زكريا و يحيى . ايراد فعل مضارع در حكايت حال ماضى ميتواند كه به جهت استحضار آن فعل قبيح شنيع باشد در خاطرها ، و ميتواند كه منظور رعايت فواصل آيات باشد . و در كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه
« قد جاءكم رسول بما لا تهوى أنفسكم بموالاة علىّ فاستكبرتم ففريقا من آل محمد كذّبتم و فريقا تقتلون »
محمد بن مسعود عياشى نيز اينحديث شريف را از آن حضرت روايت كرده ، و در آخر اين روايت چنين است كه
« فذلك تفسيرها فى الباطن »
پوشيده نماند كه ظاهر اينحديث دلالت دارد بر اينكه جميع ائمهء هدى عليهم السلام شهيد نشدند ، و ابن بابويه عليه الرحمه بر خلاف اين اعتقاد دارد .
وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ
در تفسير صاحب العسكر سلام اللَّه عليه مرويست كه « غلف » بضم لام و به سكون لام هر دو قرائت حق است و يهود بهر دو وجه ميخواندهاند ، اگر بضم لام است جمع غلاف خواهد بود ، و معنى آيت چنين است كه و گفتند يهودان : دلهاى ما غلافهاى چندند ، يعنى وعاء و ظرف علوم و خيراتند ، و احاطه كردهاند بر علوم ، و مع هذا فضل تو را اى محمّد نه در كتابى ديدهايم و نه از زبان پيغمبرى شنيده ، و اگر به سكون لام است چنانچه قرائت مشهوره است جمع « أغلف » خواهد بود و عرب شمشير خود را أغلف ميگويد وقتى كه در غلاف باشد ، پس معنى چنين است كه گفتند يهود كه : دلهاى