ميدهيد كه اسلاف شما اقرار بر اخذ عهد و قبول آن كردند .
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ
پس شما آن گروهيد كه پيمان را شكستيد ، بنا برين « انتم » مبتداست « و هؤلاء » خبر
تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ
حالكونى كه ميكشيد نفسهاى خود را و ميتواند كه «
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ
» به اين تقدير باشد كه « ثم انتم يا هؤلاء تقتلون انفسكم » يعنى پس شما اى جماعت يهود ميكشيد نفسهاى خود را
وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ
و بيرون ميكنيد گروهى از قوم خود را از شهرها و منزلهاى ايشان
تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ
حالكونى كه معاونت ميكنيد يكديگر را بر اضرار فريقى از قوم خود
بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
ببدى و بستم بسيار
وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى
و اگر بيايند پيش شما آنان كه شما اخراج ايشان كردهايد اسيران ، كه اعداء و كفّار بواسطهء عدم معاون ايشان را اسير كرده باشند
تُفادُوهُمْ
فديه ميدهيد و باز ميخريد آنها را . از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله مرويست كه بابو ذرّ گفتند كه « هذه الاية نزلت فيك و فى خصمك » و
فى رواية « انزل اللَّه فيك و فى عثمان هذه الاية »
و چون در علم الهى مندرج بود كه عثمان ابو ذر را از مدينه اخراج خواهد فرمود و بربذه خواهد فرستاد حق تعالى اين آيت را در شأن ايشان نازل گردانيد ، چنانچه عثمان اعتراف كرد كه اگر ابو ذر را مشركين اسير كنند بجميع مال خود باز خرد
وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ
ضمير « هو » ضمير شأنست و مرجع ندارد ، و معنى كلام چنين است كه بيرون ميكنيد شما جمعى از قوم خود را و شأن اينست كه حرام كرده شده بر شما اخراج ايشان ، بنا برين «
وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ
» متعلق است بقول خداى تعالى كه فرموده :
وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ
، و ما بين جملهء معترضه است ، و بعضى از مفسرين گفتهاند كه : ضمير « هو » ضمير مبهم است و مفسر آن « اخراجهم » است يعنى بيرون ميكنيد بعضى از اقوام خود را حال آنكه اين بيرون كردن حرام كرده شده است بر شما .
و فى تفسير العسكرى عليه السّلام : « أعاد قوله عز و جل اخراجهم و لم يقتصر على ان يقول :
وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ
، لانه لو قال ذلك لرئى ان المحرّم انما هو مفاداتهم و ليس كذلك »
يعنى