ما عَقَلُوهُ
از پس آنكه دانسته بودند حقيقت آن را
وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
و حال آنكه ايشان ميدانستند كه از اهل افترايند . و تفسير اهل بيت عليهم السلام چنين است كه بتحقيق بودند گروهى از ايشان يعنى از اسلاف ايشان كه كلام خداى تعالى را در اصل جبل طور سيناء ميشنيدند و آن را چنانچه شنيده بودند به ديگران نميرسانيدند ، و تغيير ميدادند آن را بعد از آنكه آن را چنانچه بايد فهميده بودند ، حال آنكه ايشان ميدانستند كه در گفتگوى خود كاذب و دروغگويند ، حاصل كلام آنكه هر گاه حال علماء بنى اسرائيل و احبار ايشان اينچنين باشد پس طمع شما بجهال و سفلهء ايشان معقول نيست .
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا
و چون ملاقات كنند يهودان آن جماعتى را كه ايمان آوردهاند از اصحاب رسول
قالُوا آمَنَّا
گويند ايمان آوردهايم ما بر اينكه رسول شما بر حق است
وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
و چون خلوت كنند بعضىها كه صفات پيغمبر را چنانچه در توراة ديده بودند نزد مسلمانان ظاهر ميكردند بسوى بعضى كه آنها اظهار آن نميكردند
قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ
گويند : آيا حديث ميكنيد و خبر ميدهيد مر اصحاب پيغمبر را
بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
بدانچه گشاده است خداى تعالى بر شما از ابواب نبوت محمد .
و فى الحديث «
بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
من دلائل نبوة محمد و امامة علىّ »
اگر فاعل « قالوا » منافقين يهودند پس ايشان بمظهرين صفات پيغمبر ميگويند كه آيا خبر ميدهيد مسلمانان را بصفات پيغمبر
لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ
تا حجت گيرند بر شما به آن خبر دادن نزد پروردگار خود به اين قسم كه بگويند : هر گاه شما حقيّت نبوت پيغمبر را ميدانسته و خبر از آن ميداديد چرا خود متابعت آن نكرديد ؟ بنا بر اين همزهء استفهام براى انكار است يعنى نميبايد كه اينچنين خبر را به مسلمانان بدهيد ، و اگر فاعل « قالوا » غير منافقين باشند همزه براى تقريع و سرزنش خواهد بود ، چه غير منافقين يهود بطريق عتاب بمنافقين يهود ميگويند كه آيا شما تحديث ميكنيد بامرى كه آن باعث حجت باشد بر شما
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا نميدانيد شما كه آنچه مىگوييد