تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
ابليس كه متابعان ويند از عصاة جن و انس و اعوان و فرزندان او
أَجْمَعُونَ
همهء ايشان
قالُوا
گويند كافران
وَ هُمْ فِيها
و حال آنكه ايشان در دوزخ
يَخْتَصِمُونَ
دشمنى كنندگان با يكديگر يعنى عبدهء اصنام با بتان گويند
تَاللَّهِ
به خدا سوگند
إِنْ كُنَّا
بدرستى كه ما بوديم
لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
هر آينه در گمراهى هويدا و پيدا
إِذْ نُسَوِّيكُمْ
وقتى برابر ميكرديم شما را در استحقاق عبادت
بِرَبِّ الْعالَمِينَ
بپروردگار عالميان
وَ ما أَضَلَّنا
و گمراه نكردند ما را و بر ضلالة نداشتند
إِلَّا الْمُجْرِمُونَ
مگر بدكاران از مهتران و پيشوايان ما كه بايشان اقتدا ميكرديم و يا از ديوان گمراه كننده
فَما لَنا
پس نيست ما را اكنون هيچكس
مِنْ شافِعِينَ
از شفاعت كنندگان چنان كه مؤمنان را هست از ملائكه و انبياء
وَ لا صَدِيقٍ
نه دوستى
حَمِيمٍ
مهربان و با شفقت همچنانكه ايشان را هست و در بعضى تفاسير مذكور است كه حميم در اصل هميم بوده ها را بحا مبدل كرده‌اند از جهت قرب مخرج و هميم از اهتمام مأخوذ است يعنى يارى كه در آن روز اهتمام كند در مهم كافران و شرط دوستى بجاى آورد نخواهد بود چه تصادق مخصوص خواهد بمؤمنان چه ميان اهل نار تعادى و تباغض خواهد بود كه الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين و يا نيست ما را شفعا و صديق و حميم از آنان كه ما ايشانرا شفعا و اصدقاء خود ميدانستيم چه اعتقاد ايشان آن بود كه اصنام شفعاء ايشان باشند نزد خداى و شياطين الانس اصدقاء ايشان باشند در آن روز جابر بن عبد اللّه الانصارى رواية كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند بعضى از ايشان گويند كه بار خدايا حال صديق من فلان چيست خطاب آيد وى در دوزخ گرفتار است بجزاى گناه خود اين مؤمن زبان بشفاعت گشوده گويد بار خدايا چه شود اگر بكرم عميم خود او را به من بخشى حق تعالى فرمايد او را به تو بخشيدم پس بملائكه امر فرمايد كه كه بيرون آوريد براى او صديق او را از دوزخ و ببهشت رسانيد كفار چون ببينند كه عاصيان مؤمنين بشفاعت اصدقا از دوزخ خلاص شدند و ببهشت رفتند و ايشان در دوزخ ماندند گويند فما لنا من شافعين و لا صديق حميم عياشى باسناد خود از حمران بن اعين نقل كرده كه ابى عبد اللّه عليه السّلام سه بار سوگند ياد كرد كه به خدا سوگند كه ما شفاعت كنيم شيعيان خود را تا آنكه مردمان گويند و بروايتى دشمنان ما گويند كه ما را هيچ صديقى و شفيعى و حميمى نيست و ابان بن تغلب روايت كرده از ابى عبد اللّه كه شنيدم كه ميفرموده مؤمن در روز قيامت شفاعت اهل خود كند و حق تعالى شفاعت او را در حق ايشان قبول فرمايد هر دو انگشت سبابهء خود را بردارد و گويد يا رب خويدمى كان يقينى الحر و البرد بار