تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
خوان تو ابيت عند ربى * خواب تو ولا ينام قلبى
خاك قدم تو اهل عالم * زير علم تو نسل آدم
چون نيست وسيلتى ز طاعت * از ما گنه وز تو شفاعت
اى كرده به زير پاى كونين * بگذشته ز حد قاب قوسين
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
و چون بيمار شوم او مرا شفا ميدهد و از امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه معنى آيه آنست كه چون بيمار شوم بگناه شفا ميدهد مرا بتوبه و سلمى گفته كه مرض برؤيهء اعتبار است و شفا مشاهدهء انوار واحد قهار و در بحر المعانى آورده كه بيمارى متعلقات كونين است و شفا بقطع تعلق و آن وابسته است بجذبهء عنايت حق تعالى كه چون در رسيد سالك را از همه منقطع ساخته بيكى پيوند دهد يعنى بشرينى تجريد از مرض تعلقش بازرهاند يكى از اكابر دين روايت كرده كه به بيمارستانى رفتم طبيبى ديدم نشسته و جمعى بيماران بر او جمع گشته هر كسى شرح علة خود ميداد و هر كسى را دوائى ميفرمود كه در خور او بود در اين اثنا جوانى نزد وى آمد گونه‌اش زرد گشته و اثر عبادت و سيماى تقوى و صلاحيت بر او پيدا طبيب را گفت تو حكيم حاذقى مرا بيمارئى هست دوائى كن گفت چه مرض دارى جواب داد كه علت گناه بر مزاج من مستولى گشته و بدن من به جهت ثقل ذنوب گران گشته مرا در اين باب علاجى فرما كه موجب صحت مزاح و سبب خفت بدن من گردد طبيب گفت هليلهء صبر را بستان و با بليلهء تواضع در هاون ندم و پشيمانى افكن و بدست قهر هواى نفس آن را نيك صلايه كن و در تابه صحت عزم انداز و آب حيا و شرم بر او ريز و به آتش محبتش بجوشان و بكفچه عصمتش بگردان تا حباب حلم برآرد و آنگاه بروق صفا بپالاى و بمروحه رضا باد كن و در وقت سحر شربتى ازو نوش كن تا درد گناه تو به صحت عزم بر طاعت مبدل گردد و راحت يا بى جوان از اين سخن وجد كرده مضمون اينمقال بر زبان او جارى شد
چگويمت كه چه خوش آمدى مسح صفت * بيك نفس همه درد مرا دوا كردى
وَ الَّذِي
و ديگر پروردگار عالم آنكس است كه
يُمِيتُنِي
ميراند مرا در دنيا بانقضاى اجل
ثُمَّ يُحْيِينِ
پس زنده گرداند مرا در آخرت براى محاسبت و مجاوزات ثعلبى گفته كه بميراند بعدل و زنده گرداند بفضل و گويند بميراند به معصيت و زنده گرداند بتوفيق در طاعه يا بميراند بجهل و زنده گرداند بعقل و محققان گفته‌اند كه اماتت و احياء بخوفست و رجا يا بغفلت و ذكر و يا باستار و تجلى و يا باوصاف بشريت و اخلاق روحانيت
وَ الَّذِي
و وى آنكس است كه
أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي