و احوال او نبود و گويند كه معنى آنست كه كفار نگرويدند بوقوع عذاب شديد بر ايشان از سر گمان ميگفتند كه ما معذب نخواهيم شد جهت آنكه حق تعالى در دنيا اكرام ما كرده بانواع نعم و ما را مستحق اين دانسته پس ما را به عذاب شديد گرفتار نخواهد كرد بلكه مآل ما در آخرت مانند حال ما باشد در دنيا پس همچنانكه بثروت و كثرت نعمت در دنيا از شما پيشيم در آخرت نيز بر شما تفوق خواهيم داشت و مرتبه ما ارفع از مرتبهء شما خواهد بود و اين قول محض تو هم باشد و ناشى از جهالت بدون شعور و علم به آن
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ
و جدا كرده شد ميان ايشان
وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ
و ميان آنچه آرزو بردند از قبول ايمان در آنجهان يا در وقت مرگ يعنى البته قبول ايمان از ايشان جدا باشد و ايشان به آن آرزو نرسند
كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ
همچنانكه كرده شد اين عمل باشباه و اتباع ايشان از كافران گذشته
مِنْ قَبْلُ
پيش از ايشان يعنى ايمان و توبه نيز از ايشان قبول نكردند و از نارنجات نيافتند و از آن محروم و مأيوس ماندند
إِنَّهُمْ
بدرستيكه ايشان
كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ
بودند در گمانى به تهمت افكنده و مضطرب سازنده دلها يعنى ايشان در امر محمد يا در كار آخرت و وقوع عذاب بسيار شك كننده بودند - ضحاك گفته كه مراد باشياعهم من قبل اصحاب فيل بودند كه در وقت ارادهء خراب كردن خانه كعبه چون ياس و عذاب را مشاهده كردند ايمان ايشان قبول نشد و همه مستاصل گشتند خاتمه جلد چهارم