فرشتگان را خواهم فرستاد تا كودكان فرعونيان را هلاك كنند و اين علامت براى آن باشد تا بآنخانه نروند كه در آن به خون آلوده بود و بعد از آن بفرمود تا آرد بسرشتند و فطير بپزند و آن را توشه ساخته بكنار دريا روند كه آن را امرى عجيب روى خواهد نمود ايشان چنان نمودند و روى بكنار دريا نهادند و چون روز شد اثرى از ايشان پيدا نگشت قبطيان خبر بفرعون رسانيدند كه موسى و ساير بنى اسرائيل مالهاى ما را بستدند و فرزندان ما را بكشتند فرعون بفرمود تا تخت او را بيرون بردند و بنهادند پس بر بالاى آن بنشست و در اين روز بجمع كردن لشكر امر كرد
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ
پس فرستاد فرعون
فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ
در شهرهائى كه بپاى تخت نزديك بود جمع كنندگان لشكر را و همهء لشكر را جمع كردند
و گفت فرعون
إِنَّ هؤُلاءِ
بدرستى كه گروه بنى اسرائيل
لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ
هر آينه گروهىاند بغايت اندك فرعون ايشان را اندك شمرد و حال آنكه عدد مردان كارى ايشان كه در سن از بيست در نگذشته و به شصت نرسيده سيصد و هفتاد هزار كس بودند و عدد مجموع قوم موسى از نسا و صبيان و كهول و شبان هزار هزار و دويست هزار و كسرى بودند اما فرعون ايشانرا نسبت بلشكر خود اندك شمرد - و در روايت آمده كه فرعون هزار هزار و پانصد پادشاه داشت كه در دست هر يك دست برنجنى زرين بود و هر يكى از ايشان صاحب هزار سوار مسلح بودند و ايشانرا پيش از خود در بنى اسرائيل روان ساخت و بعد از آن بفرمود تا در شهرها ندا كردند و لشگر را جمع نمودند و ندا در دادند كه بنى اسرائيل روان ساخت
و بعد از آن بفرمود تا در شهرها ندا كردند و لشكر را جمع نمودند و ندا در دادند كه بنى اسرائيل گروهىاند كند
وَ إِنَّهُمْ لَنا
و بدرستيكه ايشان ما را
لَغائِظُونَ
بخشم آرندگان چه از ما گريختهاند و پيرايهاى قوم را بردهاند و اولاد ما را كشتهاند
وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ
و بدرستيكه ما جمعى هستيم
حاذِرُونَ
حذر كنندگان از ايذا و ملاحظه و احتياط نمايندگان در امور و به جهت اين با لشكرى چنين عظيم بر سر آنها ميرويم و اگر نه معلوم است كه عشرى از معشار عساكر ما شر ايشان را كفايت ميتوان كرد و گويند حاذر بمعنى سلاحدار است يعنى همه سلاح دارانيم و ايشان بىسلاح پس البته مغلوب ما خواهند شد و بروايتى فرعون با هزار هزار سوار دلير كه بر سر هر يك بيضهء از طلا بود در عقب موسى روان شدند
فَأَخْرَجْناهُمْ
پس بيرون آورديم فرعونيان را يعنى در دل ايشان افكنديم تا بيرون آمدند
مِنْ جَنَّاتٍ
از بوستانهاى مملو از اشجار و اثمار
وَ عُيُونٍ
و از چشمهاى آب روان
و
كُنُوزٍ
و از گنج