أَنْ كُنَّا
به جهت آنكه بوديم از اهل اين محفل
أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ
اول گرويدگان بوحدانيت خدا پس فرعون بفرمود تا دست راست و پاى چپ آن مؤمنان را قطع كردند و آنها را از دارهاى بلند در آويختند و حضرت موسى بر ايشان مينگريست حجاب از پيش نظر او برداشتند و منازل و مقامات و قرب ايشان به نظر او درآمد تا تسلى يافت و مرويست كه اول كسى كه بقطع دست و پا امر كرد فرعون بود پس موسى بعد از اين صورت چند سال ديگر در ميان فرعونيان دعوت ميكرد و معجزات بديشان مينمود و روز بروز عناد و فساد ايشان بيشتر ميشد تا هلاك ايشان نزديك شد و حكم الهى صادر شد كه موسى با قوم خود از مصر بيرون رود
چنان كه ميفرمايد
وَ أَوْحَيْنا
و وحى كرديم ما
إِلى مُوسى
بسوى موسى
أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي
آنكه در شب ببر بندگان مرا يعنى بنى اسرائيل را از شهر مصر كه نجات شما و هلاك كفر در اين است و نوعى كن كه در وقت رفتن شما كسى از فرعونيان واقف نشود به جهت آنكه تا ايشان خبردار شوند شما قطع مسافت بسيار كرده باشيد و بشما نتوانند رسيد تا ضرر رسانند
إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
بدرستى كه شما از پى درآمدگانيد يعنى فرعون و قوم او از پى شما درآيند اما بشما نرسند بلكه ما شما را از دريا بگذرانيم و ايشانرا غرق سازيم در مختار القصص آورده كه موسى همهء بنى اسرائيل را امر كرد تا پيرايها و زيورها از قبطيان ببهانه آنكه عيد ما نزديكست و ميخواهيم كه اهالى خود را بدان بيارائيم عاريت گرفتند و وعده فرمود كه در فلان تاريخ تهيه اسباب نموده بوقت طلوع قمر بفلان موضع روند ايشان به همين صورت و صفت اسباب سفر بتقديم رسانيدند چون وقت رحيل شد راه دروازه بر ايشان مشتبه گشت و منشأ آن را معلوم كردند به جهت آن بود كه يوسف صديق دعا كرده بود كه بنى اسرائيل تا تابوت مرا با خود نبرند از مصر بيرون نتوانند رفت و از آن قوم هيچكس را بر مدفن يوسف اطلاع نبود موسى خود ندا ميزد كه هر كه مرا بر صندوق يوسف مطلع گرداند هر مراد كه خواهد بدهم از تمام قوم عجوزهء بغايت پير به شرط آنكه زن موسى باشد در بهشت او را خبر داد كه صندوق يوسف در فلان موضع در قعر درياى نيل است آن را بيرون آوردند وقتى كه قمر بميان آسمان رسيد مهم ساخته و اسباب پرداخته روى به راه نهادند و در آخر آن روز خبر خروج ايشان بقبطيان رسيد قبطيان پنداشتند كه منشأ اينكه بنى اسرائيل پيدا نميشوند آنست كه به تهيات اسباب عيد مشغولند روز سوم خواستند كه در عقب ايشان بروند در خانهء هر قبطى يكى از اعزهء قوم او بمرد و بتعزيهء او مشغول شدند و بروايت ابن جريج حق تعالى بموسى وحى كرد كه بنى اسرائيل را امر كن تا هر چهار خانه بخانهء روند و بعد از آن در هر سرائى كه ايشان باشند برهء بكشند و در آن سراى به خون آلوده كنند كه من