سال در ميان ايشان بسر برد و در دوازده سالگى قبطى را بكشت و بعد از آن بمدين توجه فرمود و بيست سال آنجا مكث نمود باز مراجعت بمصر فرمود و سى سال ديگر فرعونيان را دعوت كرد و بعد از غرق شدن ايشان پنجاه سال ديگر بزيست
و بروايت ابن عباس هجده سال نزد فرعون بسر برده بود و تربيت از او يافته و فرعون بعد از عرض منت نعمت خود را بر او بر سبيل عتاب و سرزنش به او گفت
وَ فَعَلْتَ
و كردى
فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ
آن كردنى كه كردى يعنى قبطى را كه خباز من بود كشتى
وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
و تو از ناسپاسانى نعمت مرا كه قصد يكى از خواص من كردى پس تو كافر نعمتى و يا از ناگرويدگانى بآلهه من
قالَ
گفت موسى در جواب فرعون
فَعَلْتُها إِذاً
كردم آن كردنى را كه قتل قبطى بود آنهنگام
وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
و من بودم از غافلان يعنى به قصد تاديب مشت بر او زدم و ندانستم كه بمشت زدن من كشته گردد مراد آنست كه من قصد كشتن او نكردم و عمدا در صدد كشتن او نبودم چه غرض من از آن مشت زدن خلاصى بنى اسرائيل بود نه كشتن قبطى ليكن اتفاقا در آنوقت اجل در رسيد و فوت شد پس مستوجب عتاب و ملامت نباشم و جبائى فرموده كه معنى آنست كه من گمراه بودم از دانستن اين كه آن فعل مؤدى بقتل او شود يا فعل من بزعم شما هم چون فعل ضلال بود و در نظر شما مانند عمل سفهاء و جهال و اگرچه در نفس الامر در آن فعل بر صواب بودم
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ
پس بگريختم از شما
لَمَّا خِفْتُكُمْ
آن هنگام كه ترسيدم مرا بكشيد و بمدين رفتم
فَوَهَبَ لِي
پس بخشيد مرا
رَبِّي
پروردگار من بوقت رجوع از مدين بوادى ايمن
حُكْماً
آنچه حكمت داعى آن بود از فهم تورات و دانستن حلال و حرام و ساير حدود احكام
وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
و گردانيد مرا از فرستاده شدگان خود يعنى داخل ساخت مرا در زمرهء پيغمبران خود كه بخلق فرستاده بود بشرف رسالت نامزد كرد خلاصهء معنى آنست كه چون فرعون تحقير نمود كه تو كودك بودى و ما ترا پروريديم و چند سال در سراى ما بودى امروز كار تو به جائى رسيده كه ميگوئى كه من پيغمبرم موسى گفت چه جاى انكار و تعجبست از اينكه حق تعالى مرا علم و حكمت داده و برسالت فرستاده
بعد از آن قدح تربيت وى نموده فرمود كه
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ
و آن تربيت نعمتست بحسب ظاهر كه
تَمُنُّها عَلَيَّ
منت مىنهى آن را بر من اما بحسب حقيقت آن نعمت نقمت است چه سبب آن
أَنْ عَبَّدْتَ
آنست كه بنده گرفتى
بَنِي إِسْرائِيلَ
فرزندان يعقوب را و ايشان را ذليل و خوار گردانيدى يعنى در