تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نشور و نگاه نميكنند
إِلَى الْأَرْضِ
بسوى زمين كه بمحض قدرت
كَمْ أَنْبَتْنا فِيها
چند گياه برويانيديم در آن بعد از مردگى و افسردگى
مِنْ كُلِّ زَوْجٍ
از هر صنف گياه
كَرِيمٍ
كه نيكو و پسنديده است و بسيار منفعت چه هيچ نباتى نيست الا كه در آن فايدهء مندرج است يا تنها و يا با غير خود چه فعل حكيم نيست مگر براى غرض صحيح و فايده بليغ اگرچه بندگان از آن غافل باشند شعبى را از اين آيه پرسيدند فرمود آدميان از نبات زمين‌اند زيرا كه اصل ايشان از زمين است كقوله تعالى و اللّه انبتكم من الارض نباتا و در ايشان لئيم و كريم هست هر كه بايمان و عمل صالح ببهشت رفت كريم است و هر كه به عمل بد و كفر بدوزخ رفت لئيم است
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستيكه در رويانيدن هر يك از نباتات
لَآيَةً
هر آينه دليل است بر كمال قدرت و حكمت رويانندهء آن
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ
و نيستند بسيارى از ايشان
مُؤْمِنِينَ
گروندگان با وجود مشاهدهء چنين آيات عظيمه و علامات دالهء بر قدرة تامه حضرت عزت به جهت عناد و تقليد آباء خود و فرار از مشقت تكليف
وَ إِنَّ رَبَّكَ
و بدرستى كه پروردگار تو اى محمد
لَهُوَ الْعَزِيزُ
هر آينه اوست غالب و توانا بر انتقام كشيدن از كفار يا انزال عذاب بر ايشان
الرَّحِيمُ
مهربان بمهلت دادن ايشان و يا ببسط بساط عطا براى مؤمنان و يا منعم بانواع نعم بر جميع بندگان بعد از آن بيان قصص انبياى خود ميفرمايد براى تسليهء دل حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تحريص او بصبر و اميدوارى او بنزول نصرت پس ابتدا بقصهء موسى و فرعون نمود كه اعظم و اكثر قصص است و ميفرمايد كه
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى
و ياد كن كه چون ندا كرد پروردگار تو موسى را وقتى كه نزديك شجره رسيد و نورى از آن لامع گشت و از آنجا به او ندا كرد كه يا موسى انا اللّه رب العالمين و بعد از آن ندا كرد به او كه
أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
آنكه بيا بگروه ستمكاران به جهت كفر و ستم بر بنى اسرائيل و كشتن اولاد ايشان يعنى توجه كن
قَوْمَ فِرْعَوْنَ
بگروه فرعون كه بر خود ستم كردند بكفر و شرك و بر بنى اسرائيل بجور
أَ لا يَتَّقُونَ
آيا نميترسند يعنى وقت آن نيامد كه از خداى و عذاب او حذر كنند مراد تقرير است يعنى بايد كه بترسند از عذاب الهى و دست از كفر بدارند و بنى اسرائيل را بگذارند
قالَ
گفت موسى در جواب اين ندا
رَبِّ
اى پروردگار من
إِنِّي أَخافُ
بدرستى كه من ميترسم
أَنْ يُكَذِّبُونِ
از آنكه تكذيب كنند مرا و يا باور ندارند مرا
وَ يَضِيقُ صَدْرِي
و تنك شود دل من از تكذيب ايشان
وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي
و نگشايد زبان من و عقدهء كه دارد زياده
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 68 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى