رسول خداى آمد و گفت يا رسول اللّه چه ميفرمائى در حق مردى كه هيچ گناهى نمانده كه نكرده باشد و به اين راه كه حاجيان ميروند و ميآيند راه زنى كند آيا او را توبه باشد يا نه فرمود كه مؤمن بود و كلمهء شهادتين گويد گفت بلى فرمود كه بلى او را توبه باشد و بعد از توبه گناهان بحسنات بدل كنند مرد شادمان گشت و مكرر ميگفت اللّه اكبر اللّه اكبر تا آفتاب فرو شد در خبر آمده كه روزى سائلى نزد رسول خداى آمد و چيزى از وى خواست فرمود بنشين تا خداى چيزى برساند در اين حالت مردى بيامد و كيسهء نزد آنحضرت بنهاد و گفت اين چهارصد درهم است به مستحق رسانيد حضرت سايل را گفت برگير كه چهارصد دينار است مرد گفت يا رسول اللّه اين درهم است نه دينار حضرت فرمود مرا تكذيب مكن كه خدا مرا راستگو گردانيده پس سر كيسه بگشاد و بريخت چهارصد دينار بود مرد متعجب شد و گفت يا رسول اللّه بخدائى كه ترا به حق بخلق فرستاده كه من چهارصد درهم در اين كيسه كرده بودم فرمود راست گفتى چون به زبان من چهارصد دينار جارى شد حق تعالى تبديل درهم بدينار كرد و در اين حديث اشارتى عجيب و بشارتى غريبست و آن اينست كه هر گاه كه خداى تعالى به جهت گفتار رسول درهم را بدينار تبديل نموده عجب نباشد كه براى موافقت گفتار خود كه فاولئك الذين يبدل اللّه سيئاتهم حسنات سيئات عباد را بحسنات بدل فرمايد
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً
هست خداى آمرزندهء گناهان گناه كاران بتوبه
رَحِيماً
مهربان بر ايشان و تبديل سيئات بحسنات بميمنت توبهء ايشان از ابن عباس مرويست كه گفت دو سال در عهد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيهء
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ
ميخواندم تا بقوله و يخلد فيه مهانا و بعد از دو سال اين آيه آمد كه الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا تا آخر و رسول به هيچ چيز چنان خرم نشد كه به اين آيه و آيهء
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
و آيهء
إِلَّا مَنْ تابَ
و هر كه توبه كند از معاصى يعنى ترك آن نمايد و از آن پشيمان گردد و جازم گردد كه ديگر آن را نكند
وَ عَمِلَ صالِحاً
بكند كار ستوده به جهت تدارك ما فات و تلافى تقصيرى كه از او واقع شده باشد
فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ
پس بدرستى كه او بازگردد بسوى ثواب خداى متابا بازگشتنى نيكو و يا بدرستيكه رجوع كرده بطاعات و مرضات الهى رجوعى كه محو كنندهء عقاب باشد و محصل ثواب
در خبر است كه حق تعالى فرحناكتر مىشود از توبهء بندهء كه از گمراهى به راه بيايد و تشنهء كه به آب رسد و نازايندهء كه فرزند آرد و نيز در صفت عباد الرحمن ميفرمايد كه
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ
و ديگر بندگان برگزيدهء حق آنانند كه حاضر نشوند در مجالس و مشاهد باطل مانند مجلس اهل شرك و عناد و مزامير و ساير لهو و لعب و قبايح و يا گواهى ندهند بامر باطل و ناروا يعنى اقامت