تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و قتل ناحق و سعى كردن در زمين بفساد كارى و راه زنى
وَ لا يَزْنُونَ
و زنا نكنند چه اصل معاصى اين سه گناهند و اعظم ذنوب بعد از شرك قتل و زناست بخارى و مسلم در صحيحين خود از عبد اللّه مسعود روايت كرده كه گفت از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدم كه اى المذنب اعظم كدام گناه بزرك تر است فرمود آنكه با خداى شريكى پيدا كنى و حال آنكه او ترا آفريده گفتم بعد از آن كدام گناهست فرمود آنكه فرزند خود را بكشى كه طعام تو نخورد گفتم ديگر كدام فرمود آنكه زنا كنى بزنان همسايهء خودت پس حق تعالى براى تصديق قول پيغمبر خود اين آيه فرستاد بعد از آن فرمود
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ
و هر كه بكند آنچه مذكور شد از اين كباير ثلثه
يَلْقَ أَثاماً
برسد و ببيند جزاى بزه كارى خود را و گويند كه آثام در اين آيه و غى در آيه فسوف يلقون غيا دو چاهند در دوزخ كه اگر سنگى از كنار او رها كنند در مدت هفتاد سال در قعر آن رسد
يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ
دو چندان كرده شود مر او را عذاب
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز رستخيز
وَ يَخْلُدْ فِيهِ
و جاويد ماند در آن عذاب
مُهاناً
در حالتى كه خوار و بىمقدار باشد و ذليل و بىاعتبار بود و نزد قتاده مراد بمضاعف عذاب دنياست و عذاب آخرت و اكثر مفسران گفته‌اند كه مضاعف عذاب در آخرت خواهد بود يكى براى كفر و ديگرى براى معصيتى كه در ايام كفر كرده
إِلَّا مَنْ تابَ
مگر آنكه توبه كند از شرك
وَ آمَنَ
و بگرود به خدا و رسول
وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً
و بكند كارهاى شايسته يعنى باركان اسلام عمل كند
فَأُوْلئِكَ
پس آن گروه
يُبَدِّلُ اللَّهُ
بدل كند خداى
سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
بديهاى ايشان كه گناهند به نيكوئيها يعنى معاصى سابقه را محو كند و در موضع آن طاعات لاحقه ثبت نمايد و يا توفيق دهد او را باضداد عمل ما سلف و از ابن عباس و سدى و مجاهد نقل است كه حق تعالى مقابيح اعمال ايشانرا در شرك تبديل نمايد بمحاسن اعمال در اسلام يا شرك را باسلام و قتل مؤمنين بقتل مشركين و زنا را بعفت و احسان بدل فرمايد و گويند محو سيئاتى كه در اسلام كرده بحسناتى كه در آن كرده چنان كه مسلم در صحيح خود آورده مرفوع بابى ذر كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه روز قيامت بنده را در عرصه‌گاه حاضر كنند و صحيفهء او را بدست او دهند و در آن صحيفه گناهان صغيره باشد وى خواند و از گناهان كبيره خائف چون همه بخواند كباير را نبيند گويد من گناهان كبيره كردم چونست كه آن را در صحيفه نمىبينم ويرا گويند كه آن را بحسنات بدل كردند و رسول خدا به مسجد آمده اين را حديث ميكرد و از خرمى ميخنديد چنان كه دندانهاى مبارك او را ميديدند عبد الرحمن بن جبير گفته كه مردى بنزديك