تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
عبادت بشب بجهة آنست كه طاعة در آن اشق است و ابعد از ريا عبد اللّه عباس فرمود كه هر كه در شب دو ركعت يا بيشتر نماز بگذارد از اين جماعت باشد
وَ الَّذِينَ
و ديگر ايشان آنانند كه با وجود اجتهاد در طاعة و اتصاف بخضوع و خشوع تكيه بر طاعة خود نكرده
يَقُولُونَ
ميگويند بر وجه خشيت از خدا كه
رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا
اى پروردگار ما بگردان از ما
عَذابَ جَهَنَّمَ
عذاب دوزخ را
إِنَّ عَذابَها
بدرستيكه عذاب دوزخ
كانَ غَراماً
هست لازم و دايم و جاويد از حسن بصرى مرويست كه غريم اگرچه الحاح نماينده و ملازم قرض‌دار باشد اما آخر از او مفارقت نمايند بخلاف دوزخ كه غريم است و به هيچ وجه از صاحب خود مفارقت نكند
إِنَّها
بدرستى كه دوزخ
ساءَتْ مُسْتَقَرًّا
بد است از روى آرامگاه
وَ مُقاماً
و جاى بودن و ايستادن
وَ الَّذِينَ
و ايشان آنانند
إِذا أَنْفَقُوا
چون نفقه كردند
لَمْ يُسْرِفُوا
اسراف نكردند در انفاق كه از حد شرع نگذشتند يعنى در معاصى و محرمات صرف نكردند
وَ لَمْ يَقْتُرُوا
و تنك گيرى نكردند مانند تنك گيرى بخيلان يعنى بخل نورزيدند و حق اللّه را از مستحق بازنداشتند پس اسرافست انفاق در محارم و تقتير منع حق واجب
وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ
انفاق ايشان ميان اسراف و اقتار است
قَواماً
راست ايستادن يعنى طريقهء اعتدال كه بناى احكام شرع است مرعى داشتند و از طريق افراط و تفريط كه مذموم است در عقل و شرع احتراز كردند و مقاتل گفته كه اينجماعة آنانند كه كسب حلال كنند و نفقه ميانه نمايند بر عيال و آنچه فاضل باشد در راه خدا به مستحق رسانند از ابو عبد اللّه مرويست كه حق تعالى دعاى چهار كس را اجابة نكند يكى مردى كه در خانهء خود بنشيند و دهن بگشايد و گويد خداوندا مرا روزى ده حق تعالى گويد آيا من امر نكرده‌ام ترا بطلب معيشت دوم مردى كه زن خود را دعاى بد كند و گويد خدايا مرا زن خوبى روزى كن حق تعالى فرمايد كه آيا امر او را بدست تو ننهاده‌ام اگر او را نميخواهى طلاق ده سوم آنكه مال خود را در غير مصرف صرف كند و گويد خدايا مرا روزى ده حق تعالى امر فرمايد كه ترا امر نكرده بودم باقتار و ترك اسراف چهارم شخصى كه مال را به قرض دهد و گواهى بر آن نگيرد و مديون انكار كند و وى دعاى بد كند او را حق تعالى گويد آيا ترا بشهادت امر نكرده بودم
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ
و ديگر عباد الرحمن آنانند كه نخوانند و نپرستند
مَعَ اللَّهِ
با خداى به حق
إِلهاً آخَرَ
خدايان ديگر را
وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي
و نكشتند آن نفسى را كه
حَرَّمَ اللَّهُ
حرام كرده است خداى آن نفس را يعنى نفس مؤمن و معاهد
إِلَّا بِالْحَقِّ
مگر به حق يعنى بموجبات قتل كه آن ردة است و زنا
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 61 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى