تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
لِما تَأْمُرُنا
مر آنچيزيرا كه ميفرمائى ما را بدون معرفت بسجدهء آن
وَ زادَهُمْ
و زياده گرداند اسم رحمن يا امر بسجود او مشركان را
نُفُوراً
رميدن از ايمان و رد شدن از راه حق يعنى نزد اينحال نفور ايشان از حق زياده گشت و در فتوحات اين سجده را سجده نفور و انكار ميگويد و ميفرمايد كه چون مؤمن در تلاوت اين آيه سجده كند ممتاز گردد از اهل انكار و نفور پس اين را سجده امتياز توان گفت و سفيان ثورى چون اين آيه خواندى سر به آسمان برداشتى و گفتى بار خدايا آنچه دشمنان ترا نفور افزود مرا فروتنى و خضوع افزود براى تو و اين سجده هشتم است از سجدات قرآن كه سجده سنتست نزد ما باتفاق نه واجب
تَبارَكَ الَّذِي
بزرگوار است و كثير البركة است آنخدائيكه بقدرت كامله
جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً
گردانيد يعنى بيافريد در آسمان برجهاى دوازده‌گانه كه آن حملست و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و قوس و جدى و دلو و حوت و اينها منازل كواكب سياره است كه آن زحل است و مريخ و مشترى و زهره و عطارد و آفتاب و ماه چه حمل و عقرب خانهء مريخ است و ثور و ميزان خانه زهره است و جوزا و سنبله از آن عطارد و قوس و حوت جاى مشترى و دلو خانهء زحل و سرطان خانهء قمر و اسد مكان آفتاب و عطيه عوفى گفته كه مراد ببروج كوشكهاى بلند است كه حقيقت آن جز او نداند و نگاهبانان و حارسان ملائكه در او باشند و نزد ابو صالح و مجاهد و حسن و قتاده ستارگان بزرگند
وَ جَعَلَ فِيها
و بيافريد در آسمان يا بروج
سِراجاً
چراغى را كه آفتابست بقوله
وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً
و ماهى تابان روشن و يا روشن سازنده و چون روشنى سراج از نور بيشتر است از اينجهت آن را از براى شمس ذكر كرد و اين را از براى قمر
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آنكس كه بحكمت تامة
جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً
گردانيد شب و روز را خداوندان اختلاف يعنى مخالف يكدگر در صفات و احوال و يا متعاقب يكدگر در رفتن و آمدن چنانچه از ابن عباس مرويست كه هر يك را خليفه ديگرى گردانيد يعنى روز را خليفهء شب و شب را خليفهء روز تا هر كس كه كار دينى و دنيوى از او فوت شود تلافى آن را روز كند و اگر بروز فوت شود قضاى آن نمايد در شب شقيق فرموده كه مردى بنزديك يكى از اصحاب رفت و گفت ديشب نماز از من فوت شد گفت امروز قضا كن چه حق تعالى ميفرمايد كه
جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً
يعنى حق تعالى شب و روز را خليفهء يكدگر گردانيده
لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ
براى كسى كه خواهد آنكه ياد كند امر فايت خود را
أَوْ أَرادَ شُكُوراً
يا خواهد كه سپاسدارى نمايد نعمت خود را يعنى تا براى وقت متذكرى ورد
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 59 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى