تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
وَ تَوَكَّلْ
و توكل كن در دفع شر كفار از خود
عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
بر زنده كه هرگز نميرد چه توكل بر زندگان ديگر بموت ايشان ضايع و بىبهره ميماند
وَ سَبِّحْ
و به پاكى و پاكيزگى ياد كن خداى را از صفات نقصان
بِحَمْدِهِ
در حالتى كه آن تسبيح و تنزيه پيوسته باشد بثنا و ستايش بر او و باوصاف كمال و جلال تعالى شانه
وَ كَفى بِهِ
و بسند است خداى
بِذُنُوبِ عِبادِهِ
بگناهان پوشيده و آشكاراى بندگان خود
خَبِيراً
دانا و مطلع بر آن پس ايشانرا بر آن جزا و سزا خواهد داد و ترا بر عدم ايمان ايشان مؤاخذه ننمايد
الَّذِي
آن خدائى كه بقدرت كامله
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آفريد آسمانها و زمينها را
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه در ميان آنهاست از اركان و مواليد
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مقدار شش روز از ايام دنياى يا آخرت
ثُمَّ اسْتَوى
پس مستولى شد امر او و استوار كرد
عَلَى الْعَرْشِ
بر عرش مجيد كه بزرك‌ترين مخلوقاتست تحقيق معنى استوى در ما سبق مذكور شد و ذكر اين كلام در اينمقام به جهت زيادتى تقرير است بر وجوب توكل بر او نه غير او چه اين دال است بر آنكه كسى كه خالق همه اوست توكل بر او بايد كرد و آفريدن آسمان در مدت شش روز كه روز آخرتست كه هر روزى هزار سال دنياست و يا از روزهاى دنيا و با وجود قدرت او بر آن بكلمهء كن به جهت آنست كه تا بندگان نظر كنند در اين كه حق تعالى با وجود قدرت و سرعت امر انفاذ او در هر چيز خلق اشياء نموده بر سبيل تدريج بواسطهء اين به كارهاى تعجيل ننموده تانى را شعار خود سازند كه التانى من الرحمن و العجلة من الشيطان
الرَّحْمنُ
او آنكسى كه خالق همهء اشياست قادر بر جميع ممكناتست خداوند بخشنده است
فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً
پس سؤال كن بحقيقت آن چه مذكور شد از خلق سماوات و ارض و استيلا بر عرش دانائى را كه خبر دهد ترا بحقيقت آن و آن حق تعالى است يا جبرئيل يا كسى را كه يافته است آن را در كتب مقدمه از علما و احبار يهود تا تصديق كند به اين قول و مرويستكه يهود حكايت كردند از ابتداء خلق اشياء بخلاف آنچه حق تعالى از آن خبر داده بود و حق تعالى حبيب خود را فرمود فاسئل به خبيرا
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ
و چون گفته شود مر مشركان را كه
اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ
سجده كنيد مر خداى بسيار بخشاينده را
قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ
گويند چه چيز است رحمن يعنى اسميست كه مسمى او معلوم نيست و او را نميشناسيم و نميدانيم پس بر وجه انكار گفتند
أَ نَسْجُدُ
آيا سجده بكنيم