چيزى كه بهتر از خادمه باشد آنست كه هر روز سى و چهار بار تكبير گوى خداى را و سى و سه بار حمد او گوى و سى و سه بار تسبيح او چه او صد است بر زبان و هزار حسنه در ديوان اعمال ايفاطمه اگر تو در هر صبح اين را بگوئى جميع حاجتهاى دنيا و آخرت ترا روا گرداند القصه فاطمه بفرموده پدر بزرگوار تسبيحات مذكوره را مداومت مينمود و خدمت خانهء خود ميكرد كه تا امام حسن عليه السّلام بوجود آمد روزى فاطمه بواسطهء بسيارى خدمت و بيدارى شب استراحت فرموده بود امير المؤمنين عليه السّلام در بزد جواب نشنيد اما آواز آسيا ميآمد كه ميگرديد و گهوارهء امام حسن عليه السّلام ميجنبيد از شكاف در نگاه كرد فاطمه را ديد خفته و آسيا ميگردد و گهوارهء ميجنبد از آن متعجب شده بازگشت و اين صورة به حضرت رسالت معروض داشت فرمود اى على ندانستهء كه خداى را در زمين فرشتگانىاند كه بموكل و معونة و يارى آل محمداند و باقى تفاصيل كرامات و معجزات اهل البيت صلوات اللّه عليهم اجمعين در كتب مبسوط مذكور است و بعضى ديگر از آن بطرزى تمام در منهج الصادقين مسطور و مرقوم
و بدانكه حق تعالى در اين سوره بيان تعداد نعمت خود كرد بر بندگان تا شكرگزارى آن كنند و كفار كفران نموده بعبادت منعم حقيقى خود مشغول نشدند از اينجهت در صدد مذمت ايشان درآمده اظهار عجز الهه ايشان نموده ميفرمايد
وَ يَعْبُدُونَ
و ميپرستند مشركان
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز از خداى
ما لا يَنْفَعُهُمْ
آنچيزيرا كه نفع نميرساند بايشان چون پرستش آن كنند و بطاعت او قيام نمايند
وَ لا يَضُرُّهُمْ
و زيان نكند بايشان اگر او را نپرستند مراد بتانند يا هر چيزى كه بدون اذن او سبحانه پرستش ميكنند چه هيچ مخلوقى مستقل نيست در نفع و ضرر
وَ كانَ الْكافِرُ
و هست ناگرونده بتوحيد خدا
عَلى رَبِّهِ
بر نافرمانى پروردگار خود
ظَهِيراً
هم پشت شيطان و معاون در شرك و عداوت و طغيان
وَ ما أَرْسَلْناكَ
و نفرستاديم ترا بكافهء خلقان
إِلَّا مُبَشِّراً
مگر در حالتى كه مژده دهندهء مؤمنان را بمثوبة الهى
وَ نَذِيراً
و بيم كننده كافران را بعقوبات نامتناهى
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ
بگو اى محمد گرويدگان را كه نميخواهيم از شما
عَلَيْهِ
بر تبليغ رسالت
مِنْ أَجْرٍ
هيچ مزديرا
إِلَّا مَنْ شاءَ
مگر كردار آنكس را كه خواهد
أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ
آنكه فراگيرد بسوى پروردگار خود و قرب او
سَبِيلًا
راهى يعنى مزد من ايمان و اطاعت مؤمنانست زيرا كه مرا بر آن نزد خدا اجر مقرر است و به صحت پيوسته كه هر پيغمبرى را بر عابدان و صالحان امت او ثواب خواهد بود پس طاعت ايشان راجع به پيغمبر است از حيثيت تربت ثواب بر آن وجه كه صدور طاعت از ايشان بدلالت اوست و الدال على الخير كفاعله