برگرفت و بامير المؤمنين داد و گفت برو روغن و خرما بخر برفت و آنچه رسول فرموده بود بخريد و مشتى ديگر بسلمان داد كه جامه و طيب بخر بيامد و بخريد سعد معاذ بيامد و ده گوسفند و گاوى و شترى بهديه آورد و همچنين سعد بن ربيع و ابو ايوب انصارى و عبد الرحمن عوف و يك يك از ياران ميآمدند و شتر و گاو و گوسفند و گندم ميآوردند تا هداياى بسيار جمع شد پس رسول فرمود تا گندم را آرد كردند و نان به پختند و امير المؤمنين را گفت ترا اين گوسفند و گاو ميبايد كشت پس آنشب امير المؤمنين عليه السّلام ميكشت و پوست مىكند و رسول پاره پاره ميكرد و چون روز شد تمام را كشته بودند پس اصحاب را جمع كرد و فرمود امروز روز خرميست مرا يارى دهيد تا وليمهء على بسازم صحابه برهنه شدند و ديگها بر بار كردند و رسول چون خدمت ايشان را بديد دعاى خير در حق ايشان بتقديم رسانيد چون دو ساعت از روز برآمد همه طعامها را پخته بودند پس امير المؤمنين با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جمله مهاجر و انصار از ذكور و اناث و خرد و بزرك حاضر كرد پس نطعها و حصيرها بيفكندند و طعام ميكشيدند و همهء اهل مدينه از آن طعام بخوردند و سير شدند و هر چه خواستند بخانهء خود بردند و هنوز طعام بسيار بماند ببركت رسول و اهل بيت روزى ديگر نيز آنحضرت مردمان را بخواند تا بيامدند و آن طعام را بخوردند و به غير از گوسفند ابو ايوب هيچ طعامى باقى نماند ابو ايوب گفت يا رسول اللّه به جهت آنكه اين هديه حقير است از من قبول نميكنى بخداى كه من غير از اين نداشتم و الا فداى تو و اهل بيت تو كردمى فرمود كه يا ابو ايوب بدانكه على خواست كه گوسفند ترا بكشد جبرئيل گفت او را در آخر ذبح كن كه در او امرى عجيب تعبيه است پس يزيد بن جبير انصارى را امر كرد تا آن را بكشت و پوست بكند و بپخت پس فرمود كه استخوانهايش مشكن وى چنان كرد پس ديگر باره اصحاب را جمع كرد و همه از آن سير شدند پس امر كرد تا استخوانهايش جمع كردند و همه را در پوست وى نهادند پس رسول دعا كرد تا حق تعالى آن را زنده ساخت و آن را بابو ايوب داد حق تعالى از نسل آن گوسفند بركت بسيار داد و چون مردمان متفرق شدند ام سلمه و ام ايمن و حفصة و سوده و ساير زنان مهاجر و انصار را جمع كرد و فرمود به كار سازى فاطمه مشغول شويد و قيام نمائيد پس حضرت فاطمه را آرايش كردند و زينت دادند رسول بديدن فاطمه مسرور شد فرمود كه فاطمهء من از ميوهء بهشت آفريده شده روزى جبرئيل به من آمد و سيبى از بهشت بياورد و گفت اين سيب را بخور و با اهل بيت خود مواقعه كن كه حق تعالى ببركت اين روزى گرداند دخترى كه سيدهء زنان اولين و آخرين باشد من چنان كردم فاطمه از آن بوجود آمد او حورى انس است
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٥٤