تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
است و افصح ملائكه خطاب آمد كه بر بالاى منبر رفت و خطبهء فصيحانه مشتمل بر حمد خداى ادا كرد بعد از آن گفت اى فرشتگان حق تعالى ميفرمايد كه من كنيز خود را ببندهء خود دادم پس فرشتگان من همه بر اين گواه باشيد پس جبرئيل گفت همه آسمانها از اين خرمى به حركت درآمدند و خدا مرا فرمود كه تا عقد نكاح بستم و فرشتگان را همه بر اين گواه گرفتم و اين نوشته گواهى فرشتگانست برابر حرير و حق تعالى فرموده تا آن را عرض كنم بر تو و مهر از مشك بر آن نهم و برضوان كه خازن بهشت است ميسپارم و درخت طوبى را فرمود تا آنچه داشت از حلل و حلى نثار كرد بعد از آن ابرى فرستاد تا در و ياقوت و انواع جواهر نثار كرد و فرمود تا فرشتگان سنبل و قرنفل بر او فشاندند و حور العين برچينند و به يكديگر ميدهند و به آن فخر ميكنند تا روز قيامت و ميگويند اين نثار تزويج فاطمه زهراست بنزديك شما تا روز قيامت و چون روز قيامت رسد بر صراط بايستيد و هر كه بر شما بگذرد كه مثقال حبهء از محبت على در دل او باشد و محبت فاطمهء زهرا و فرزندانش اينجواز كه مضمونش بيزاريست از آتش دوزخ و رسيدن بنعيم بهشت بوى دهيد و او را ببهشت رسانيد بيحساب و اين حكميست كه من كردم پيش از آنكه خلقان را آفرينم پس جبرئيل گفت كه روز قيامت بر صراط بايستم و اين فرشتگان با من باشند و آن طومارها در دست گرفته چون يكى از شيعيان و دوستان على و اولاد او بگذرند اين نامه بدست راست او نهند و در عنوانش نوشته كه بر آيهء من العلى الجبار بشيعة على و فاطمة من النار پس از براى ايشان مركبان از نور بياورند با زينها از ياقوت سرخ و فرش آن از حرير و ديباى سبز شيعيان على بر آن نشسته و فرشتگان در پيش و پس ايشان به هيچ كس نرسند مگر كه از راه ايشان دور شوند و بتعظيم تمام ايشانرا برند تا بدر بهشت و آن طومارها بيرون آرند و گويند ايمردمان بيائيد و جواز خداى را برخوانيد رضوان و خازنان بهشت گويند كه يا اولياء اللّه ادخلوها بسلام آمنين پس درهاى بهشت به روى ايشان بگشانيد و آنانرا باعلاى درجات رسانند و در اعلاى عليين ايشان را رفيق تو و على و اولاد او گردانند بعد از آن پيغمبر خدا فرمود كه هر كه خواهد كه حق تعالى او را چنان زنده دارد كه ما را و چنان ميراند كه ما را در قيامت او را با ما حشر كند و در درجهء ما باشد بايد كه با ما تولا كند و از دشمنان ما تبرا نمايد و دوستان ما را دوست دارد و دشمنان ما را دشمن دارد و لعنت كند ايشان را كه حق تعالى ايشانرا لعنت كرده به زبان پيغمبران و فرشتگان و جملهء خلقان پس رسول فرمود كه جبرئيل مرا گفت كه منادى ندا كرد از عرش كه اى فرشتگان من و ساكنان بهشت من بركت باد شما را بر تزويج فاطمه و على كه من بر ايشان بركت كردم راحيل گفت بار خدايا كدام بركت باشد عظيم‌تر از كرامت تو ايشان را و بشارت تو به بهشت و حال آنكه ايشان هنوز در دنيااند حق تعالى فرمود يا راحيل از بركت من