آن در تقرير قول سابق كه ان
لا يَمْلِكُونَ
است ميفرمايد كه
قُلْ
بگو اى محمد مر مشركان را كه
مَنْ يَرْزُقُكُمْ
كيست آنكه روزى ميدهد شما را
مِنَ السَّماواتِ
از آسمان بباران و يا بتسبيب اسباب ارزاق در آن
وَ الْأَرْضِ
و از زمين بنباتات و يا بانتظام اسباب در آن
قُلِ اللَّهُ
هم خود بگوى كه روزى دهد خداى چه آن سؤال را بجز از اين جوابى نيست
وَ إِنَّا
و ديگر بگو بايشان بر وجه انصات و اسكات خصم مشاغب كه ما گروه مؤمنان كه روزىدهنده را يكى دانيم و همين پرستش او كنيم
أَوْ إِيَّاكُمْ
يا مشركان كه جماد را كه در مراتب امكان فروتر از او چيزى نيست با واجب الوجود شريك ميسازيد
لَعَلى هُدىً
هر آينه به راه راستيم
أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
يا در گمراهى آشكارا يعنى البته از ما و شما يكى بر هدايت است و يكى بر ضلالة چه ممكن نيست كه به اين قول متناقض هر دو بر حق باشيم يا هر دو بر باطل اينكلام مانند قول محق است كه بمبطل گويد كه قد علم اللّه الصادق منى و منك و ان احدنا الكاذب با آنكه عالم باشد كه مخاطب كاذبست گويند كه اينكلام بر طريقهء لف و نشر است و تقدير اينكه انا لعلى هدى و اياكم لفى ضلال مبين
قُلْ
بگو ايمحمد بايشانكه
لا تُسْئَلُونَ
پرسيده نخواهيد شد
عَمَّا أَجْرَمْنا
از آنچه كسب كردهايم از گناه
وَ لا نُسْئَلُ
و سؤال كرده نمىشويم
عَمَّا تَعْمَلُونَ
از آنچه شما ميكنيد آن را بلكه هر كس را از عمل او سؤال خواهند كرد و مناسب آن جزا خواهند داد
قُلْ
بگو اى محمد
يَجْمَعُ بَيْنَنا
جمع كند ميان ما
رَبُّنا
پروردگار ما روز قيامت
ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا
پس حكم كند ميان ما
بِالْحَقِّ
براستى كه طريق عدلست به اين وجه كه محق را بنعيم جنت رساند و مبطل را باليم عذاب
وَ هُوَ الْفَتَّاحُ
و اوست حكم كننده در جميع امور
الْعَلِيمُ
دانا بكيفيت حكم بر وجه حكمت
قُلْ
بگو ايمحمد بايشان
أَرُونِيَ الَّذِينَ
بنمائيد به من آنانرا كه
أَلْحَقْتُمْ بِهِ
الحاق كردهايد به خدا
شُرَكاءَ
انبازان يعنى نمائيد مرا كه بكدام صفت بتانرا شريك حق مىسازيد در عبادة تا در آن نظر كنم و به آن استحقاق الوهيت ايشان بر من واضح شود
كَلَّا
نچنانست كه بتانرا صفتى باشد كه به آن مستحق عبادت شده شريك خدا شوند
بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ
بلكه او خداوند غالبست بر همه و بر كمال قدرت پس كه با او دم شركة تواند زد
الْحَكِيمُ
دانا به احكام صواب و موصوف بحكمة بالغه پس چه كس به او لاف رتبه شركه تواند زد و بتان متسماند بذلة و متابى از قبول علم و قدرت و نعم ما قيل
وحده لا شريك له صفتش * و هو الفرد اصل معرفتش