تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
فَقالُوا
پس گفتند اغنياى ايشان
رَبَّنا
اى پروردگار ما
باعِدْ
دورى افكن
بَيْنَ أَسْفارِنا
ميان منازل سفرهاى ما يعنى بيابان پديد كن از منزلى تا منزلى تا مردم بىزاد و راحله سفر نتوانند كرد
وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
و ستم كردند بدين دعا و يا به جهت كفران نعمت بر نفس خود يعنى نظر در نعمت نمودند و شكر آن را بجاى نياوردند همچنانكه بنى اسرائيل كه قدر نعمت من و سلوى ندانسته استدعاى فوم و بصل و قثا كردند پس به جهت تطاول و افتخار بر فقرا بركوب رواحل و حمل و زاد از خداى در خواستند تا بميان يمن و شام بيابانها پيدا كرد بخراب كردن دهها كه در ميان راهها بود
فَجَعَلْناهُمْ
پس گردانيديم ايشان را
أَحادِيثَ
سخنان كه مردمان بعد از ايشان بتعجب بازگويند كه از آبادانى به خرابى ميل ميكردند يا از روى ضرب المثل گويند كه تفرقوا ايادى سبا
وَ مَزَّقْناهُمْ
و پراكنده ساختيم ايشان را
كُلَّ مُمَزَّقٍ
هر پراكنده ساختنى يعنى غاية پراكندگى تا آنكه يكى از ايشان در مآرب نماندند قبيلهء غسان از ايشان بشام رفت و قضاعه به مكه و اسد ببحرين و انمار بيثرب و جذام بتهامه و ازد بعمان
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستى كه در آنچه ذكر كرديم از قصهء سبا
لَآياتٍ
هر آينه عبرتهاست
لِكُلِّ صَبَّارٍ
مر هر صبر كننده را بر محنتها و از مصيبتها
شَكُورٍ
سپاس گوينده در نعمتها در كشف الاسرار آورده كه اهل سبا در خوشحالى و فارغ البالى ميگذرانيدند و بسبب بيصبرى بر عافيت و ناشكرى بر نعمت رسيد بديشان آنچه رسيد - كلبى در بيان منشاء تفريق اهل سبا ببلاى متباعد از ابى صالح نقل كرده كه طريفة كاهنه بعمرو بن عامر كه از اعاظم اولاد سبا بود گفت كه در علم كهانة چنين معلوم شده كه سد مآرب عنقريب خراب خواهد شد به جهت سيل عرم جميع جنات و بساتين و حصور و دور در عرصهء تلف آيد عمرو چون اين بشنيد اموال خود را بفروخت و با قوم خود جلاى وطن كرده به مكه اقامة نمود و در آنجا تب عارضه همهء ايشان شد و ايشان هرگز نمىدانستند كه تب چه چيز است پس شكايت اينرا بطريفة عرض كردند گفت من نيز از اين مرض عرض شكايت دارم عمرو گفت تو ما را در اين امر چه مى فرمائى گفت هر كسى كه از شما بسيار پير است و جمل شديد و زاد جديد دارد بايد كه بقصر عمان رود پس ازد طريق عمان پيش گرفتند و به آن جا رفتند بعد از آن گفت هر كس كه خداوند جلد است و صبر اذيات دهر دارد باراك رود پس خزاعه بآنصوب شدند بعد از آن گفت هر كه اراده راسيات دارد در و جل و قصد مطموعات در محل به يثرب رود اوس به آن ناحيه توجه نمودند و گفت هر كه ارادهء خمير دارد و خمير و ملك و تامير و لباس و تاج و حرير كه به بصرى و غيور رود كه از ارض شام اند آل جنفه بن غسان به آن جا رفتند و توطن كردند و از آنجاست كه حق تعالى ميفرمايد كه مزقناهم
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 337 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى