تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ
و سود نكند شفاعت هيچكس عنده نزد خداى يعنى گمان شفاعة كه بملائكه يا اصنام داريد محقق نخواهد گشت زيرا كه در خواست نفع ندهد
إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
مگر كسى را كه دستورى داده باشد خداى مر او را درخواست كردن را پس در روز قيامت شافع و مشفوع له منتظر شفاعة باشند و در ترس و فزع گذرانند
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ
تا آنكه چون سلب فزع نمايند از دلهاى ايشان و دستورى شفاعة دهند آنها را
قالُوا
گويند بعضى از ايشان مر بعضى را
ما ذا قالَ رَبُّكُمْ
چه چيز گفت پروردگار شما در باب شفاعة
قالُوا الْحَقَّ
گويند سخن درست و راست گفت يعنى فرمود كه مؤمنان را شفاعة كنند نه كافران و مشركان و منافقانرا
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
و اوست خداى برتر و بزرگوارتر از آنكه انبيا و ملائكه بدون اذن وى شفاعة توانند كرد در مجمع آورده كه ابن عباس و قتاده و ابن زيد بر اين وجه تفسير اين آيه كرده‌اند كه چون اخراج فزع كنند از قلوب كفار در آخرت يا وقت مرگ تا استماع ملائكه كنند و حجت بر ايشان لازم شود گويند ملائكه مر ايشان را كه خداى شما چه گفت گويند مشركان كه حق گفت يعنى اعتراف نمايند بحقيقت آنچه بپيغمبر فرستاد در دنيا از اصول و فروع اسلام و نزد بعضى ديگر معنى آنست كه چون ملائكه مر ايشان را صوتى عظيم و آوازى چون آواز سلسله باشد ملائكه آسمان گمان برند كه مگر قيامت قايم شده از شدة فزع آن به سجده افتند و چون بدانند كه ظن ايشان خلاف واقع بوده گويند ما ذا قال ربكم خداى شما چه گفت حاملان اعمال گويند سخن راست و درست كه آن اعطاى مثوبتست بر آن اعمال و ابن مسعود فرموده كه چون وحى كند خداى تعالى ببعضى ملائكه از كلام او صداى عظيم و صوتى مهيب بشنوند مانند آواز سلسلهء بزرك كه بر سنك خورد ايشان از اين هول بيفتند و بيهوش شوند و چون بدانند كه وحى است گويند با يكدگر ماذا قال ربكم قالوا الحق و از كلبى روايتست كه ميان زمان عيسى و زمان رسول ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پانصد و پنجاه سال بود و حق تعالى در اين مدت هيچ پيغمبرى نفرستاد و وحى از آسمان به زمين نيامد چون پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مبعوث شد اهل آسمان آواز وحى بشنودند گمان بردند كه قيامت واقع شده از ترس آن بيفتادند و بيهوش شدند و چون جبرئيل بر ايشان بگذشت سر برداشتند و او را بديدند خوف از دل ايشان زايل شد و با يكدگر ميگفتند ماذا قال ربكم پس با يكدگر جواب دادند كه قالوا الحق بنابراين اين تنبيه است مر مشركان را به آنكه فرشتگان با قرب و منزلت و صلابت خلقت از وحى خدا چنين ضعيف و ذليل‌اند و خايف پس چگونه معبودان ايشان كه جمادند خير و شر و نفع و ضرر از ايشان متصور باشد و بچه وجه اميد بشفاعت ايشان توان داشت بعد از