تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
و يسار خود باغها داشتند مشتمل بر درختان ميوه‌زار كما قال تعالى
جَنَّتانِ
يعنى مر سبا را دو بوستان بود
عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
از راست و چپ منازل ايشان و اگرچه از هر طرف باغ بسيار بود اما به جهت تقارب اشجار همه بمثابهء يكباغ نمودى و لهذا هر يك از يمين و شمال را جنت گفته نه جنات و اگر بحسب حقيقة مراد جنات يمين و جنات شمالست ابن زيد گفته كه آية حقيقة آن بوده كه در زمين ايشان موذى نبودى از مار و عقرب و پشه و كيك و گويند مراد از آيه معمورى بساتين ايشان بود بمرتبهء كه شخصى سبدى بر سر گرفتى و در تحت اشجار ايشان بگذشتى آن سبد پرميوه شدى بى آنكه بدست پر كند و در روايت آمده كه اولاد سبا را دوازده قريه بود و در هر قريهء پيغمبرى كه ايشانرا به خدا دعوت ميكرد و بايشان ميگفت كه
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ
بخوريد از روزى پروردگار خود كه اين بساتين بشما انعام نموده
وَ اشْكُرُوا لَهُ
و شكر گوئيد مر او را بر كثرت اين نعم و اين شهر كه خداى تعالى شما را در او روزى ميدهد از انعام نعم خود
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
شهرى پاكيزه است چه دايم هواى معتدل و تندرست دارد و آب شيرين و خاك پاك كه اصلا پشه و شپش و كيك و عقرب و مار و غير آن از جانوران گزنده نيست و هواى آن دافع جميع هوام است
وَ رَبٌّ غَفُورٌ
و پروردگار شما كه رازق شماست و طالب شكر از شما پروردگاريست آمرزنده مر كسى را كه از شرك توبه كند چون ايشان اين سخن را از پيغمبر خود شنيدند
فَأَعْرَضُوا
پس روى بگردانيدند از وظايف شكرگزارى و طريق كفران نعمت پيش گرفتند و تكذيب آن دوازده پيغمبر كردند كه بر ايشان مبعوث شده بودند و گفتند خدايرا بر ما هيچ نعمتى نيست و اگر اين نعمة او داده است بگوئيد تا او را از ما بازستاند در خبر آمده كه پيغمبر آخرين كه بايشان آمد در زمان پادشاه ذى عام بن حبشان الارعاى بن جيشان بود و بعد از رفع عيسى عليه السّلام او را بسيار رنجانيدند حق تعالى موشهاى درشتى در زير بند ايشان بيافريد تا بامر او سبحانه بند را سوراخ كردند و نيمه شب همه كه در خواب بودند گسيخته شد و سيلى در آمد همه منازل و باغهاى معموره ايشانرا مخروب ساخت و اكثر مردمان و چهارپايان ايشانرا هلاك كرد و برخى كه ماندند پراكنده شدند حاصل كه حق تعالى ميفرمايد كه چون ايشان از شكرگزارى اعراض كردند و كفران نعمة نمودند
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ
پس فرستاديم بر ايشان
سَيْلَ الْعَرِمِ
سيل‌بندى محكم و استوار و سخت كه بلقيس آن را ساخته بود
وَ بَدَّلْناهُمْ
و بدل داديم ايشانرا
بِجَنَّتَيْهِمْ
بعوض دو باغ ايشان كه پر ميوه بودند
جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ
دو باغ كه خداوند ميوهاى بد طعم كه اراكست و گويند درخت