تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
گفتى و يوسف فرمود از كجا دانستى كه من راست گفتم گفت به جهت آنكه چون نام او ياد كردى دوستى او در دل من جاى گرفت حق تعالى بيوسف وحى كرد كه بتحقيق كه او راست گفت من او را دوست خود گرفتم به جهت دوستى او با محمد پس امر كرد بيوسف كه متزوج شويد با هم و از اينجا معلوم شد كه به مجرد ذكر آنحضرت و توسل بدون صلوات بر او موجب انجاح مرام و مقاصد مىشود چه جاى آنكه بواسطهء صلوات بر او و اهل بيت او متوسل شوند بايشان به اين نوع كه اللهم به حق محمد و آل محمد افعل بي كذا و كذا - جابر انصارى از ابو عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه فرشتهء از فرشتگان از حق تعالى درخواست تا شنيدن آواز بندگانرا به او كرامت فرمايد حق تعالى اين مرتبه را به او داد كه هرچه بندگان گويند او شنود تا روز قيامت هيچ بندهء مؤمن نگويد كه صلى اللّه على محمد و آل محمد و سلم مگر كه اين فرشته گويد و عليك السلام و بعد از آن آن پيغمبر را گويد فلان بندهء مؤمن بر تو سلام ميفرستد آنحضرت گويد و عليه السّلام يعنى رحمت خداى بر او باد و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه قوة سمع اصوات عباد را به چهار مخلوق داده‌اند و آنها حضرت رسالتست و جنت و نار و حور عين پس هر گاه بنده فارغ شود از نماز بايد كه صلوات بر آن حضرت فرستد و سؤال جنت كند از حضرت عزت و استعاذهء نمايد از نار و سؤال تزوج كند بحور عين چه هر گاه بر رسول و آل او صلوات دهد دعاى او مستجاب شود و هركه سؤال جنت كند جنت گويد بار خدايا آنچه بنده ميطلبد به او ده و هر كه از آتش دوزخ زنهار خواهد آتش گويد خداوندا آنچه بنده زنهار ميخواهد ويرا از آن زنهار ده و هر كه سؤال حوريان كند گويند بار خدايا عطا كن آنچه از تو طلبيده - و محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام و امام جعفر صادق عليه السّلام نقل كرده كه هيچ چيز در ترازوى اعمال ثقيل‌تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست بتحقيق كه در روز حساب عمل مرديرا در ترازوى اعمال وى نهند راجح نشود مگر صلواتى را كه آنمرد بر محمد و آل محمد فرستاده باشد در كفه ترازوى عمل وى نهند راجح گردد و هشام بن سالم از ابو عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه فرمود دعاى داعى هميشه در پرده باشد يعنى مستجاب نگردد تا آنكه بر محمد و آل محمد صلوات دهد و نيز از آنحضرت مرويست كه هر كه دعا كند و ذكر پيغمبر نكند آندعا بر بالاى سر او پرواز كند و به آسمان نرود كه موضع قبول اجابتست مگر بذكر آنحضرت و آل او پس چون داعى متذكر بنام عافيت فرجام ايشان بود بمرتبهء قبول رسد و نيز از آنحضرت منقول است كه هر كرا بخداى تعالى حاجتى باشد بايد كه ابتدا كند بصلوات دادن بر محمد و آل محمد و بعد از آن حاجت خود را از او بخواهد و ختم نمايد بصلوات دادن بر محمد و آل محمد پس بتحقيق كه حق تعالى از آن بزرگوارتر و كريم‌تر است كه دو طرف دعا را اجابت كند و ميان آن را واگذارد