تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد بعد از آن فرمود كه حق تعالى دو فرشته را بر اين موكل گردانيده تا هر جا كه نام من برند و صلوات بر من فرستند آن دو فرشته گويند غفر اللّه لك خداى ترا بيامرزد و خدا و فرشتگان آمين گويند و اگر بر من صلوات ندهند آن فرشتگان گويند لا غفر اللّه لك خدا نيامرزد ترا و فرشتگان آمين گويند - و از عبد اللّه مسعود رواية كرده‌اند كه هر كه صلوات فرستد بايد كه آن بوجه احسن باشد گفتند يا بن مسعود طريق آن را بما تعليم فرماى گفت بگوئيد كه اللهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك على سيد المرسلين و امام المتقين و خاتم النبيين محمد عبدك و رسولك و امام الدين و قائد الخير و رسول الرحمة اللهم ابعثه مقاما محمودا يغبطه الاولون و الاخرون اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد - انس بن مالك از ابى طلحه نقل كرده كه گفت روزى نزد پيغمبر رفتم آنحضرت را بسيار شادان و فرحناك يافتم گفتم يا رسول اللّه ترا در هيچ روزى به اين مرتبه خوشحال نديدم كه امروز ديدم فرمود چگونه خوشحال و شادان نباشم كه اكنون جبرئيل نزد من آمده بود و گفت حق تعالى فرمود كه هر كه يك بار بر تو صلوات دهد من بجهة او ده بار صلوات فرستم و ده سيئة از او محو كنم و ده حسنه براى او بنويسم - و در عدة الداعى مذكور است كه ابو بصير از ابو عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه هر كه نزد او نام من مذكور شود او صلوات بر من نفرستد حق تعالى او را از راه بهشت دور گرداند ابن قداح از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده كه مردى دست زده بود بدر خانه كعبه و ميگفت اللهم صل على محمد آنحضرت فرمود كه صلوات را منقطع و دنبال بريده مساز و در حق ما ظلم مكن و بگو كه اللهم صل على محمد و اهل بيته و عبد اللّه ابن نعيم روايت كرده ابى كه عبد اللّه عليه السّلام را گفتم كه من در خانه خدا ميروم و به غير از صلوات چيزى ديگر نميدانم فرمود بدانكه افضل از تو از آن بيرون نيايد - و جابر از ابى جعفر روايت كرده كه بندهء از بنده‌گان خدا در آتش دوزخ مدة هفتاد خريف معذب بود و خريف بمعنى هفتاد سال است ( كذا ) و در اين مدت استغاثه ميكرد به خدا و او را سوگند ميداد تا او را از عذاب دوزخ برهاند مژدهء را حتى به او نمىرسيد گفت به حق محمد و اهل بيته لما رحمتنى بار خدايا به حق محمد و اهل بيت او كه بر من رحمة كن بجبرئيل وحى رسيد كه فرود آى بسوى بندهء من و او را از دوزخ بيرون آر گفت يا إله العالمين چگونه در نزد او روم كه در ميان آتش است خطاب آمد كه من آتش را امر كرده‌ام تا بر تو سرد و سلامة باشد گفت خدايا اين بنده در كدام موضع باشد در دوزخ ندا رسيد كه در چاهيست از سجين پس در آن هبوط كرد ديد كه روى او را بقدم بسته‌اند