آنحضرت نبود و بحسن و حسين نيز منتقض نمىشود به جهت عدم بلوغ ايشان در حين حياة آن حضرت و بر تقدير بلوغ از رجال حضرت بودند نه از رجال امت و نيز مراد ولد است نه ولد اينكه ايشانرا پسر خود خوانده و فرمود ابناى هذان ريحانتاى من الدنيا و ابناى هذان امامانى قاما او قعدا يعنى اين هر دو پسر مناند از دنيا دو ريحان منند و اين هر دو پسران من امامان منند ايستاده باشند يا نشسته مراد ولد ولد است نه ولد حاصل كه حق تعالى رد قول منافقان كرده فرمود محمد بسبب حقيقت پدر هيچكس از مردان شما نيست كه زيد پسر او تواند بود
وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ
و ليكن هست فرستادهء خدا و هر رسولى پدر امة خود است نه مطلقا بلكه از حيثيت آنكه او مشفق و ناصح ايشانست و واجب التعظيم و التوقير و الطاعة بر ايشان و زيد از جملهء امتست و نيست ميان او و پيغمبر ولادتى تا موجب حرمت مصاهرة گردد
وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
و هست ختم كنندهء پيغمبران يعنى آخرين ايشان حفص بفتح تا خوانده يعنى محمد آنكسى است كه مهتر پيغمبرانست به او مهر نبوة تمام كرده شده است به اين معنى كه نبوة از او در نخواهد گذشت و به ديگرى بعد از او تعلق نخواهد گرفت و لهذا اولاد ذكور آنحضرت قبل از وفات او شربة فنا چشيدند چه اگر بعد از او فرزند بالغى ميماند منصب نبوة لايق او مىبود به جهت شرافت مرتبه و مزيت رتبه او بر ساير خلقان و در وقتى كه ابراهيم درگذشت حضرت فرمود اگر زنده ميماند پيغمبر ميبود و نزول عيسى بعد از او قادح خاتميت آنحضرت نيست زيرا كه مراد از خاتم النبيين آنست كه هيچ نبى بعد از او مبعوث نخواهد شد و بعث عيسى قبل از او بود و ديگر بعد از نزول عمل بشريعت خاتم الانبيا خواهد كرد نه بر شريعت خود محمد بن الحسن از پدر خود روايت كرده كه فرمود من آن حاشرم كه خداى تعالى خلقان را بر اثر من حشر كند و من آن عاقبم كه از عقب من پيغمبرى ديگر نباشد
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
بهمهء چيزها دانا پس ميداند كه كيست سزاوار آنكه نبوت به او ختم شود و در عيون الاجوبه آورده كه ختميت هر كتابى به مهر اوست حق تعالى پيغمبر را مهر گفت تا كه بدانند كه تصحيح محبت الهى جز بمتابعة حضرت رسالت پناهى نيست و نتوان بود كه ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى و چون شرف و بزرگوارى كتاب به مهر آنست شرف جمله انبيا نيز بدان حضرتست و شاهد هر كتاب به مهر اوست پس شاهد همه در محكمهء قيامت خواهد بود كه و جئنا بك شهيدا على هؤلاء چون كتاب را مهر كردند كتاب از خواندن اغيار محفوظ شده و نبوت نيز چون سمت اختتام يافت در نبوة بر غير او بسته گشت و از موافق و مخالف مرويست كه آنحضرت امير المؤمنين را خطاب كرد كه يا على انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى من بعدى ايعلى تو به من بمنزله