تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
كه قرآنست و حسين كاشفى در تفسير خود آورده كه حق سبحانه پيغمبر ما را سراج خواند زيرا كه چنان كه روشنى و نور چراغ ظلمت را محو كند نور وجود آنحضرت نيز كفر را از عرصهء جهان نابود ساخته و ديگر هر چه در خانه گم شود بنور چراغ بازتوان يافت حقايقى كه از مردم پوشيده بود بنور اين چراغ بر مقتسبان انوار معرفة روشن گشت و نيز چراغ اهل خانه را سبب امن و راحتست و دزد را واسطهء خجلت و عقوبة و آنحضرت نيز دوستان را وسيلهء سلامتى است و منكر آن را موجب حسرت و ندامت و منيرا تاكيد است يعنى تو چراغى نه مانند چراغهاى ديگر چه آن چراغها گاهى مرده و گاهى افروخته و تو از اول تا آخر روشنى چراغها ببادى مقهور شوند و هيچكس نور ترا مغلوب و منطفى نتواند ساخت كه يريدون ليطفؤوا نور اللّه بافواههم و اللّه متم نوره و ديگر چراغها شب نور دهند نه روز و تو شب دنيا بنور معرفة روشن ساخته و روز قيامة را نيز بپرتو شفاعة روشن خواهى ساخت و در كشف الاسرار آورده كه حق تعالى آفتاب را سراج خوانده كه و جعلنا سراجا و هاجا و پيغمبر ما را نيز سراج گفت آن چراغ آسمانست و اين چراغ زمين آن چراغ دنيا است و اينچراغ عقبى است آنچراغ منازل فلك است و اين چراغ محافل ملك آن چراغ آب و گل است و اين چراغ جان و دل بطلوع آن چراغ از خواب بيدار شوند و بظهور اين چراغ از خواب عدم بعرصه گاه وجود آيند و چون بنور وجود با وجود او از ظلمت كده جهالة بسر حد ضياء معرفت رسيده‌اند از اينجهة حق تعالى با او خطاب كرده كه لولاك لما خلقت الافلاك خطيب خوارزمى نيز كه از علماى جمهور است از ابن مسعود نقل كرده كه حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حق تعالى آدم را خلق فرمود و در او نفخ روح نمود و عطسه كرد و گفت الحمد للّه حق تعالى به او وحى فرستاد بعزت و جلال من كه اگر نه آن بودى كه ميخواهم دو بنده را در دنيا بيافرينم ترا نمىآفريدم گفت الهى اين دو بنده از من بوجود آيند خطاب آمد كه نعم اى آدم سر بردار و نگاه كن چون آدم سر برداشت بر ساق عرش نوشته بود كه لا إله الا اللّه هيچ خدائى نيست مگر اللّه كه مستحق جميع صفات كمال است و محمد پيغمبر اوست كه رحمة عالميانست و هادى جميع خلقانست از ظلمات ضلالت بروشنى معرفة و ايمان و على اقامت كننده حجة است بر اثبات حق و باطل و محق و مبطل و هر كه على را بشناخت پاك و پاكيزه گشت و هر كه او را نشناخت ملعون شد و از رحمت دور ماند و سوگند مىخورم بعزت خود كه در بهشت درآرم هر كه اطاعت او كند و اگرچه در حق من عصيان نمايد و در دوزخ داخل سازم هر كه فرمان او نبرد اگرچه اطاعة من كند و مقرر است كه اين بجهة آنست كه امر او امر رسول است و نهى او نهى رسول است پس مطيع او مطيع رسول اللّه كه رحمة العالمين است و سراج منير و عاصى او عاصى رسول بدليل انا و على من نور واحد و أنا كالشمس و على كالقمر يعنى