پسر خواندگان و اين صورت مختص بآنحضرت نيست بلكه
سُنَّةَ اللَّهِ
سنت نهاد خداى سنتى
فِي الَّذِينَ خَلَوْا
در آنكسانيكه گذشتهاند از پيغمبران
مِنْ قَبْلُ
پيش از محمد مراد انبياى ديگرند كه خداى نفى حرج كرد از ايشان در آنچه مباح كرده بود بر ايشان از تزويج ازواج ادعيا و غير از ايشان از ساير مباحات همچنانكه داود كه صد زن داشت و سليمان سيصد زن و هفتصد سريه و هرگاه مر انبياى سابق را كثرت ازواج مطلقا جايز بوده باشد بدون حرج پس بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه سيد انبياست نيز حرجى نباشد در نكاح آنچه خواهد از زوجه پسر خوانده خود و غير آن
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ
و هست امر خداى
قَدَراً مَقْدُوراً
حكمى گذارده شده و نافذ يعنى امرى كه بر انبيا نازل ساخته بود حكمى بود مقتضى واگذارده شده و البته واقع شدنى و يا جارى بر مقدارى كه موافق حكمت بود و تفاوتى و خللى در آن راه نداشته
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ
آنانيكه گذشتهاند كسانى بودند كه ميرسانيدند
رِسالاتِ اللَّهِ
پيغامهاى خدايرا بامتان بىكتمان از ترس مردمان
وَ يَخْشَوْنَهُ
و مىترسيدند از او
وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً
و نميترسند از كسى در آنچه متعلق بود بر اداى تبليغ دعوت
إِلَّا اللَّهَ
مگر از خداى تعالى
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بسنده است خداى
حَسِيباً
كفاية كننده مقاصد ترسندگان از او و يا شمار كننده اعمال بندگان و چون كفايت و حساب در دست اوست پس بايد كه از او بترسند نه از غير او و اين آية دليلست بر آنكه انبيا را تقيه جايز نيست در تبليغ احكام رسالت نه در غير آن پس منافى تخشى الناس نباشد چه خوف حضرت به جهت مقاله قبيحه بود كه منافقان در حق او گويند و عاقل همچنانكه ملاحظه مىكند از مضار محترز مىشود از بدى ظنون و قول قبيح و هيچكدام از اين متعلق به تكليف نيست و حضرت بعد از تزويج بزينب از آنچه ميترسيد چه منافقان بيدين زبان طعن گشودند و گفتند اين مرد مردمان را ميگويد كه زنان پسران بر شما حرام است و خود زن پسر خود را خواسته يعنى زن زيد كه پسر خوانده ويست چه ايشان پسر خوانده را مثل پسر صلبى و اصلى ميدانستند در جميع احكام چنان كه گذشت
حق تعالى به جهت رد اين قول آيه فرستاد
ما كانَ مُحَمَّدٌ
صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست محمد
أَبا أَحَدٍ
پدر هيچيك
مِنْ رِجالِكُمْ
از مردان شما تا ميان وى و آنكس را حرمت مصاهره باشد و عمومت اينحكم منتقض نميشود بطاهر و قاسم و ابراهيم كه پسران صلبى آنحضرت بودند زيرا كه ايشان به حد رجال نرسيده بودند و بر تقدير بلوغ ايشان از رجال او بودند نه از رجال امت خطاب راجع بامتست بجهة رد ابوت وى نسبت بزيد كه متبنى