تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
سوم اشجار بسيار در بهشت براى او بنشاند چهارم گناهان او را بريزاند همچنانكه برك از درخت خشك ريخته شود پنجم آنكه نظر رحمت به او كند ششم آنكه هرگز او را معذب نكند از عبد اللّه عباس روايت است كه حق تعالى بندگان را به هيچ چيز امر نكرد مگر آن را حدى مقرر و معين فرمود و سقوط آن را بعذرى اجازه فرمود مگر ذكر را كه از براى آن حدى مقرر نكرد بلكه فرمود مرا در همهء احوال و اوقات ياد كنيد و بعد از آن بر سبيل امتحان با اهل ايمان خطاب مىكند
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ
اوست خداوندى كه درود ميدهد يعنى رحمة مىكند بر شما
وَ مَلائِكَتُهُ
و درود ميدهد فرشتگان او يعنى آمرزش ميطلبند گناهان شما را و اين درود خدا و ملائكه بر شما جهة اين است
لِيُخْرِجَكُمْ
از براى آنكه بيرون آورد شما را
مِنَ الظُّلُماتِ
از تاريكهاى كفر و جهالت و معصيت
إِلَى النُّورِ
بسوى روشنى ايمان و معرفت و طاعت بوسيلهء الطاف و هدايت
وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً
و هست خداى بگرويدگان مهربان كه خود بر ايشان رحمة مىكند و ملائكه را بطلب رحمة و آمرزش براى ايشان ميفرمايد در خبر است كه بنى اسرائيل موسى را گفتند كه خداى ما را صلاة باشد خطاب آمد بموسى كه بگو بايشان كه صلاة من رحمت باشد و رحمت من واسع است و به همه چيزى رسيده
تَحِيَّتُهُمْ
درود دادن خدا اهل ايمانرا
يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ
در روزى كه برسند برحمة او كه نعيم بهشتست و يا نزد مرك و يا وقت خروج از قبر
سَلامٌ
سلامى است كه مخبر است بسلامتى هر آفتى و مخافتى يعنى حق تعالى بجهة تعظيم و تكريم بر ايشان سلام كند همچنانكه ساير انواع تعظيم بايشان كرامة نمايد از ابن مسعود مرويست كه چون ملك الموت بنزديك بندهء مؤمن آيد گويد السلام عليك ربك يقرئك السلام سلام بر تو باد حق تعالى ترا سلام مىرساند
وَ أَعَدَّ لَهُمْ
و آماده كرده است خداى براى مؤمنان با وجود تحيت بر ايشان
أَجْراً كَرِيماً
مزدى بزرگوار كه بهشتست و نعيم آن بعد از آن خطاب برسول مىكند بر سبيل توقير و تعظيم و عرض امتنان بر بندگان بارسال آنحضرت بر ايشان
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
اى پيغمبر بلند مرتبه يا خبر دهنده
إِنَّا أَرْسَلْناكَ
بدرستى كه ما فرستاديم ترا بر بندگان
شاهِداً
در حالتى كه گواهى بر تصديق و تكذيب امت و طاعة و معصيت
وَ مُبَشِّراً
و مژده دهنده برحمة ما بر اهل تصديق
وَ نَذِيراً
و بيم كننده از نزول عذاب بر اهل تكذيب
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ
و خواننده مردمان به پرستش خدا و اقرار بتوحيد او آنچه واجبست تصديق به آن و عمل به آن از قواعد اصول و فروع
بِإِذْنِهِ
بفرمان او يا بتوفيق و تيسير او
وَ سِراجاً مُنِيراً
و چراغى روشن يا خداوند سراج منير