تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
نفقة
عَلَيْكُمْ
براى شما اى اهل ايمان يا نميخواهند كه ظفر و غنيمت شما را باشد
فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ
پس چوف بيايد ترس دشمن و خوف قتال
رَأَيْتَهُمْ
بينى ايشان را كه از غايت بد دلى و فرط خوف
يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ
مينگرند بسوى تو
تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ
در حالتى كه ميگردد چشمهاى ايشان در حدقه به چپ و راست
كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ
مانند گرديدن چشم كسى كه پوشيده شده باشد بر او عقل يعنى غشى كرده و بيهوش شده
مِنَ الْمَوْتِ
از سكرات موت
فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ
پس چون برود ترس به جهت فتح و نصرت شما بر كفار و غنايم دار الحرب بدست آيد
سَلَقُوكُمْ
برنجانند شما را و سخنهاى سخت درشت گويند
بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ
بر زبانهاى تيز يعنى تيز زبانى كنند
أَشِحَّةً
در حالتى كه بخيلند
عَلَى الْخَيْرِ
بر غنيمت يعنى بوقت غنايم مجادله و مناقشه كنند در طلب بسيارى گرفتن غنيمت
أُولئِكَ
آنگروه مذكور
لَمْ يُؤْمِنُوا
نگرويده‌اند به خدا و رسول بر وجه اخلاص
فَأَحْبَطَ اللَّهُ
پس باطل گردانيده است خداى
أَعْمالَهُمْ
كردارهاى ايشانرا چه ثواب مترتب نميشود بر جهاد و غير آن از افعال كه براى قربة نباشد بلكه به قصد اخذ غنيمت و يا بريا و سمعه باشد يا باطل ساخت تصنع و نفاق ايشان را و مكرى و كيدى را كه در بارهء پيغمبر و اهل اسلام ميكردند
وَ كانَ ذلِكَ
و هست آن ابطال اعمال ايشان
عَلَى اللَّهِ يَسِيراً
بر خداى آسان بجهة تعلق ارادهء آن و عدم آنچه مانع او شود از آن در اين آيه دلالتست بر آنكه ترتب ثواب بر اعمال فرع ايمانست و قربة
يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ
مىپندارند منافقان احزاب را يعنى لشكريان كفار را كه ايشان
لَمْ يَذْهَبُوا
بازنگشته‌اند يعنى بددلى و ترس منافقان بمثابهءايست كه با وجود آنكه مشركان بهزيمة رفته‌اند پندارند كه گرداگرد مدينه فرو گرفته‌اند و بجنك ايستاده به جهت اين از خندق فرار نموده‌اند و در اندرون مدينه متحصن ميشوند و هرچند ايشان را ميگويند كه مشركان بهزيمت رفته‌اند و بازگشته قبول نميكنند و ياراى آن نداشته باشند كه از منازل متحصنهء خود بيرون آيند
وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ
و اگر بيايند اين لشكرها نوبتى ديگر
يَوَدُّوا
دوست دارند منافقان و تمنا كنند
لَوْ أَنَّهُمْ
آنكه ايشان
بادُونَ
صحرا نشينان بودندى
فِي الْأَعْرابِ
واقع در ميان عربان باديه نشين يعنى از بسيارى بددلى آرزو كنند كه در مدينه نبودندى بلكه در باديه ساكن شدندى
يَسْئَلُونَ
پرسيدندى از هر آيندهء از جانب مدينه
عَنْ أَنْبائِكُمْ
از خبرهاى شما يعنى آنچه جارى شد بر شما و تحقيق نمودندى كه چگونه است حال شما از غالبيت و مغلوبيت و