تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
كرد و خيمهاى ايشانرا بركند و طنابهاى خيمه بر هم كسيخت و همهء اسبان رم كردند نزد مفسران باد صبا بود چه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدبور و صبا باديست كه چون رو به قبله كنند برابر روى جهد و دبور آنكه از پس پشت آيد و چون اين حادثه در ميان ايشان واقع شد ترس و وهم عظيم در دل ايشان افتاد و فرشتگان از جوانب لشگرگاه آواز تكبير برداشتند و ترس ايشان بمرتبه رسيد كه مهتر هر قبيلهء قوم خود را گفت كه از نزد ما دور نشويد و مرا نگهداريد ابو سفيان چون اينحال بديد گفت اى معشر قريش ما در اين سر حد نه به قصد توطن آمده‌ايم اسبان و چهارپايان ما سقط شدند و بنو قريضه و بنو النضير وعدهء كه با ما كرده بودند خلاف كردند من ميروم پس برخاست و از غاية دهشت بر شترى نشست كه عقال آن را نگشوده بودند و شتر را برانگيخت و هر چند او را ميزد نميرفت و چون نگاه كرد ديد كه عقال دارد پس آن را بگشاد و بسرعت تمام متوجه مكه شد و اهل قريش رفاقت او كردند و بنى غطفان چون ديدند كه قريش فرار كردند ايشان نيز فرار بر قرار اختيار كردند حق تعالى بترس ايشانرا منهزم ساخت و وعدهء نصرت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه كه در روز حفر خندق داده بود بظهور رسيد و منافقان آن را دروغ ميدانستند و ميگفتند كه محمد به اين وعده اصحاب خود را فريب ميدهد همچنانكه حق تعالى ميفرمايد و از اين خبر ميدهد
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
و ياد كن وقتى را كه گفتند منافقان
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
و آنان كه در دلهاى ايشان بيماريست يعنى ضعف اعتقاد
ما وَعَدَنَا اللَّهُ
وعده نداد خداى تعالى ما را
وَ رَسُولُهُ
و پيغمبر او در نصرت و اعلاى دين اسلام و فتح شام و يمن و بلاد كسرى و قيصر
إِلَّا غُرُوراً
مگر وعده بفريب يعنى سخنى كه مردم را بازى دهد
وَ إِذْ قالَتْ
و ياد كن اينرا نيز كه چون گفتند
طائِفَةٌ مِنْهُمْ
گروهى از منافقان چون اوس بن قبطى و ابو عرابة و بنى كنانه و اتباع آنها يا اهل يثرب اى اهل مدينه و يثرب نام مدينهء طيبه است لا مقام لكم موضع قيام و قرار شما نيست در لشگرگاه محمد و حفص بضم ميم مى خواند كه اسم مكانست و يا مصدر ميمى يعنى جاى بودن نيست مر شما را فارجعوا يعنى باز گرديد بدين پدران خود و محمد را با دشمنان بگذاريد كه ابو سفيان و اتباع اويند
وَ يَسْتَأْذِنُ
و دستورى ميطلبند
فَرِيقٌ مِنْهُمُ
گروهى از ايشان النّبىّ از پيغمبر خود يعنى بنى حارثه و بنى سلمه