است موت يا قتل در وقتى معين كه موافق حكم قضاست
وَ إِذاً
و آنهنگام كه بگريزيد يعنى مثلا اگر فرار نفع رساند بشما و مهم شما در تاخير افتد بجهة ترسيدن زمان اجل
لا تُمَتَّعُونَ
برخوردار نخواهيد شد
إِلَّا قَلِيلًا
مگر برخوردارى اندك چه آخر الامر شربت فنا نوشيدنى است و خرقه فنا پوشيدنى و اين بديهى است كه امتداد دنيا نسبت به امتداد آخرة در نهاية قلت است چه جاى امتداد عمر هر يك از اهل دنيا
قُلْ
بگو اى محمد بايشانكه
مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ
كيست آنكه نگاه دارد شما را
مِنَ اللَّهِ
از حكم خدا و قضاى او
إِنْ أَرادَ بِكُمْ
اگر خواهد خداى بشما
سُوءاً
بدى كه آن نكبت و هلاكتست
أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً
يا خواهد بشما نعمتى كه نصرتست و تاخير موت يعنى كيست آنكه برساند بشما بدى اگر خداى خواهد بشما تاخير اجل و نصرت
وَ لا يَجِدُونَ
و نمىيابند مردمان
لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ
براى خويش بجز از خداى
وَلِيًّا
دوستى كه نفع رساند بايشان
وَ لا نَصِيراً
و نه يارى كه ضرر بازدارد از ايشان
در زاد المسير آورده كه مردى از لشگرگاه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمدينه رفت و برادر اعيانى خود را ديد كه اسباب طرب آماده ساخته و نبيذ و نقل پيش خود نهاده گفت اى برادر توانى كه طرب گذرانى و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميان تير و شمشير جولان زند برادر جواب داد كه اى ابله بيا و بنشين كه ترا و اصحاب ترا بلا فرو گرفته و محمد هرگز از اين ورطه بسلامة بيرون نيايد آنمرد بازگشت و گفت بروم و محمد را از مقالات تو اخبار كنم چون بنزديك حضرت رسيد جبرئيل عليه السّلام بر او سبقت گرفته اين آيه آورده بود كه
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ
بدرستى كه داند خداى
الْمُعَوِّقِينَ
بازدارندگان را از نصرت رسول
مِنْكُمْ
از گروه شما و
الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ
و گويندگان مر برادر خود را
هَلُمَّ إِلَيْنا
بيائيد بسوى ما و بطيب عيس مشغول شويد و قتال كه موجب پريشانى حالست مرتكب مشويد و گفتهاند منافقان ضعفهء اهل اسلام را تخويف ميكردند و يا ابو سفيان و يا يهود منافقانرا ميگفتند كه خود را در معرض تلف نيفكنيد و از نصرت محمد فرار نمائيد و منافقان سخن ايشان را قبول نموده از جنك پهلو خالى ميكردند حق تعالى فرمود كه خداى ميداند معوقانر او منع نمايندگانرا از نصرت پيغمبر آخر الزمان
وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ
و نميآيند منافقان بكارزار كفار
إِلَّا قَلِيلًا
مگر آمدنى اندك يا زمانى اندك چه بناى كار ايشان بر اعتذار است و كاهلى از قتال
أَشِحَّةً
در حالتى كه بخيلانند بمعاونت يا