تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
عليك يا رسول اللّه سلام مودع لا سلام زائر پس گرد وى درآمدند و او را شهيد كردند و بنيزه از زمينش برداشتند و در هوا بردند حق تعالى بر سر نيزه ويرا زنده گردانيد و بجاى دستها ويرا دو بال سبز داد و از سر نيزه پرواز كرد و به آسمان رفت و در بهشت با فرشتگان پرواز مىكند و به جهت اين ويرا جعفر طيار ميخوانند پس قوله فمنهم من قضى نحبه اشاره بجعفر و حمزه و عبيده است و مراد بقوله و منهم من ينتظر امير المؤمنين عليه السّلام است كه هميشه منتظر شهادت ميبود و هرگاه دلتنك شدى گفتى چه چيز بازميدارد بدبخت‌ترين امت را كه اين لحيه را به خون سر من خضاب نميكند بعد از آن عبد الرحمن بن ملجم عليه اللعنة او را شهيد كرد مرويست كه چون عبيده را در بدر شهيد كردند و حمزه را در احد و جعفر را در موته رسول فرمود بار خدايا مرا تنها گذاشتى بشهادت عبيده در بدر و حمزه را در احد و شهيد شدن جعفر در موته خداوند اين على بن أبي طالب است پس مرا تنها مگذار و پيش از فوت من او را از دنيا بيرون مبر بدرستى كه تو بهترين وارثانى پس او را ولى عهد و خليفه و وصى من گردان القصه حق تعالى در غزوهء خندق ايجاز وعدهء خود نموده بىدغدغه و تشويش قتال ابواب فتح و نصرت و اقبال مفتوح او گشت
وَ رَدَّ اللَّهُ
و بازگردانيد خدا از مدينه
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنانرا كه نگرويدند بوى يعنى احزاب
بِغَيْظِهِمْ
با خشم ايشان يعنى در حالتى كه خشمناك بودند
لَمْ يَنالُوا خَيْراً
نيافتند غنيمتى و نصرتى را در حينى كه ظفر نيافتگان بودند و نرسيدگان بنصرت و غنيمت
وَ كَفَى اللَّهُ
و كفايت كرد خداى تعالى
الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
مؤمنان را مقاتله كردن يعنى بسبب باد صبا و ملائكه ايشان را نصرت داد بر كفار بدون احتياج ايشان بكارزار
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى
قَوِيًّا
توانا بر احداث هر چه خواهد
عَزِيزاً
غالب بر همهء اشياء قويست در ملك و سلطنت و عزيز در قهر و انتقام و از حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام مرويست كه
كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
بعلى بن ابى طالب و قتله عمرو بن عبد ود و كان ذلك سبب هزيمت كفار شد و در قراءت عبد اللّه عباس و عبد اللّه مسعود نيز واقع شده كه
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
بعلى بن ابى طالب و به صحت پيوسته كه چون رسول اللّه عليه السّلام از جنك احزاب بازگشت با همه اصحاب بمدينه آمدند و صلاحها بنهادند وقت نماز پيشين رسول در حجرهء زينب سر مبارك خود را ميشست و هنوز نيمهء سر نشسته بود كه جبرئيل امين از حضرت رب العالمين نازل شد عمامهء از ديبا بر سر بسته بود و سلاح در بر گفت يا رسول اللّه حكم الهى چنان است كه در همين ساعت متوجه حرب بنى قريظه شوى و به من امر شده كه ميخهاى خيمهء ايشان بركنم و درهاى حصنهاى ايشان بگشايم و ايشان از خوف مضطرب و پريشانند و سراسيمه و حيران رسول بفرمود تا منادى ندا ( 1 ) ذلك سبب هزيمة القوم يعنى كشتن على « ع » عمرو بن عبد ود را سبب