هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ
او حكم كند ميان مردمان
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز رستخيز
فِيما كانُوا فِيهِ
در آن چيزى كه بودند در آن
يَخْتَلِفُونَ
اختلاف مىكردند در امر دين يعنى به حكم نافذ خود محق را از مبطل جدا سازد و هر يك را فراخور اعتقاد و كردار جزا دهد
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ
آيا راه ننمود و بيان نكرد اهل مكه را
كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ
چندانكه هلاك كرديم پيش از ايشان
مِنَ الْقُرُونِ
از اهل قرنها مانند قوم عاد و ثمود
يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
ميروند اهل مكه در مسكنهاى ايشان و در سفر خود بر آن ميگذرند و آثار علامات و مقامات آن را مىبينند
إِنَّ فِي ذلِكَ
بدرستيكه در اين اهلاك ما قرون ماضيه را
لَآياتٍ
هر آينه عبرتهاست مر امم آتيه را
أَ فَلا يَسْمَعُونَ
آيا پس نميشنوند اينسخنان را يعنى به گوش فهم استماع نميكنند تا پند گيرند و منزجر شوند
پس تنبيه كفار مكه مىكند كه
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا نمىبينند و نميدانند
أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ
آن را كه ما ميرانيم آب را يعنى باران و سيل را ميفرستيم
إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ
بسوى زمين خالى از گياه
فَنُخْرِجُ بِهِ
پس بيرون ميآوريم به آن آب باران
زَرْعاً
كشت زارى و گويند جرز اسم موضعيست در ولايت يمن كه آب جويها بدان نميرسد و حق تعالى آب باران را بدان زمين خشك مىرساند و از آن ذراعات و اشجار و ساير نباتات روييده مىشود
تَأْكُلُ مِنْهُ
ميخورند از آن زرع
أَنْعامُهُمْ
چهار پايان ايشان يعنى از كاه زرع و گياه و برك درخت و غيره
وَ أَنْفُسُهُمْ
و ميخورند ايشان يعنى از دانه و ميوهء آن
أَ فَلا يُبْصِرُونَ
آيا نمىبينند اين را تا استدلال كنند بر كمال قدرت حق و بدانند كه آنكه قادر است بر انبات زرع از زمين خشك قدرت دارد بر زنده گردانيدن مردگان بعد از موت
وَ يَقُولُونَ
و ميگويند كفار مكه كه
مَتى هذَا الْفَتْحُ
كى باشد اين فتح كه مؤمنان ميگويند كه خدا ما را بر مشركان مكه فتحى خواهد داد يعنى كافران از روى استعباد استعجال ميكردند در باب نزول عذاب بر ايشان و باصحاب محمد ميگفتند كه اين فتحى كه وعده ميدهيد كى خواهد بود زود بما بنماييد
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر هستيد راستگويان به آن وعده خود مراد فتح مكه است و نزد سدى حكم به عذاب ايشان روز بدر بود و نزد مجاهد حكم است به ثواب و عقاب در روز قيامت
قُلْ
بگو اى محمد در جواب ايشان كه
يَوْمَ الْفَتْحِ
روز فتح مكه يا بدر يا حكم به ثواب و عقاب